جستجو
۱۳۹۱ مهر ۱۹, چهارشنبه
۱۳۹۱ شهریور ۲۷, دوشنبه
مگر فرماندهان سپاه هم با العربیه مصاحبه میکنند؟؟
جمهوری اسلامی بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی و منتقدان حکومت را به اتهام مصاحبه با رسانه های معاند با نظام محاکمه و زندانی کرده است.حالا در همین نظام چگونه است که فرمانده سپاه قدس خودش میرود و با العربیه که بقول صداوسیما مصداق بارز عناد با جمهوری اسلامی است مصاحبه میکند؟؟
ژنرال قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس جمهوری اسلامی ایران سخنان منتسب به
محمد علی جعفری فرمانده سپاه پاسداران درباره وجود نیروهای سپاه قدس در
سوریه و لبنان را رد کرد.
سلیمانی در تماس با "العربیه" تاکید کرد که سخنان منتسب به جعفری ساختگی و غیر صحیح است.
سلیمانی به "العربیه" گفت که محمد علی جعفری تاکید کرده که سپاه پاسداران حضوری در سوریه و لبنان ندارد و در امور داخلی هیچ کشوری دخالت نمی کند. او تاکید کرد که محمد علی جعفری سخنان منتسب به او درباره حضور نیروهای سپاه قدس در سوریه و لبنان برای ارائه مشاوره را رد می کند.
http://www.alarabiya.net/articles/2012/09/17/238554.html
۱۳۹۱ شهریور ۲۶, یکشنبه
اعترافات مقام عظما:تا اونجا که یادمه فقط سه سال روزه گرفتم و پنج شیش سال اصلا نماز نخوندم و تا دلت بخاد قرضو قوله دارم!
ولی امر مسلمین جهان! تا سن 24 سالگی که این وصیت نامه را نوشته فقط 3 سال روزه بوده و پنج شش سال (حساب دقیق هم از دستش در رفته) نماز قضا شده داشته است! با کلی قرض و قروض که لیست میکند و میگوید اینها را بدهید و مرا از شر این قروض لعنتی خلاص کنید .
وصیتنامه سید علی خامنهای مرقومه لیله یکشنبه 27 شوال 1382 ق
بسمالله الرحمن الرحیم
...مهمترین
وصیت من آن است که دوستان و عزیزان و سروران من، کسانی که بهترین ساعات
زندگی من با آنان و یاد آانان سپری شده است، مرا ببخشند و بحل کنند و این
وظیفه را نیز به عهده بگیرند که مرا از زیر بار حقوقالناس رها و آزاد
نمایند. ممکن است خود من نتوانم از همه کسانی که ذکر سوءشان به زبانم رفته و
یا بدگوییشان را از کسی شنیدهام، حلالیت بطلبم. این کار مهم و ضروری را
باید دوستان و رفقای من برای من انجام دهند.
دارای مالی من در حکم
هیچ است، ولی کفاف قرضهای مرا میدهد. تفصیل قروض خود را در صفحه
جداگانه یادداشت میکنم که از فروش کتب مختصر و ناچیز من ادا شود. هر کسی
هم که مدعی طلبی از من شود، هر چند اسمش در آن صفحه نباشد، قبول کنند و ادا
نمایند. آنچه در یادم هست حدود سه سال روزه گرفتم، باقی را با کفارات آن
مقروضم. این مقدار را با پنج شش سال نماز هر چه زودتر ادا و مرا از رنج این
دین الهی راحت کنند (البته یقیناً آن قدر مقروض نبودم، ولی احتیاط کردم)
مبلغی به عنوان رد مظالم بابت قروض جزئی از یاد رفته به فقرا بدهند.
از
همه اعلام و مراجع و طلاب و دوست و آشنایان و اقوام و منسوبین من استحلال
شود. (این اعلام و مراجع چون آن وقتها نق و نوق علیه آقایان در جلسات زیاد
بود که چرا فلانی اقدام نکرده، فلانی چرا این حرف را زد و این مطلب را
گفته است،لذا خواستم از آقایان اعلام و مراجع حلیت طلب کنند.)
و گمان
میکنم بهترین کار آن است که عین وصیت نامه مرا در مجلسی عمومی که آشنایان
من باشند، قرائت کنند. پدر و مادرم که در مرگ من از همه بیشتر عزادار هستند
به مفاد حدیث شریف «اذا بکیت علی شیء فابک علی الحسین»، به یاد مصائب
اجدادمان از من فراموش نخواهند کرد. انشاءالله تعالی.
گویا دیگر کاری ندارم. اللهم اجعل الموت اول راحتی و آخر مصیبتی و اغفرلی و ارحمنی بحمد و آله الاطهار.
العبد علی الحسینی الخامنهای
حدود 100 تومان، مقدس زاده بزاز (مشهد)
کمتر از 30 تومان، خیاط گنگ (مشهد)
2 یا 3 تومان عرب خیاط (قم)
مطابق دفتر دین
آقاشیخ حسین بقال کوچه حجتیه (قم)، چون مرتب با او سر و کار داشتیم نمیدانیم چقدر طلبکار هست (گویا چند تومانی).
آقای شیخ حسن صانعی (قم) 32 تومان تقریباً.
شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی (قم)1
مطابق دفتر دین
آقای مروارید کتاب فروش (قم)
مطابق دفتر دین
آقای مصطفوی کتاب فروش (قم)
10 تومان آقای علی حجتی کرمانی شاید
5 تومان، محمدآقا نانوا نزدیک منزل (مشهد)
مقداری
از قروضم در دفترچه کوچکی است که لابهلای دفترها و کاغذجات در حجره حجتیه
است و نشانه دفترچه آن است که...دعای من بدرقه کسی است که مرا از شر این
قروض لعنتی خلاص کند. طلبهایی هم دارم که ادای آن بسته به انصاف مدیونین
است.2
.................
1. بیشترین پولی را که من آن زمان مقروض بودم، به آقای هاشمی بود. چون وضعش نسبتا خوب بود، از او می گرفتیم.
2. چون کتاب خریده بودم نمی دانستم چقدر مقروضم.
منبع : سایت عصر ایران
_______________________________
با این حساب کسی که در روزهای انقلابی گری و جنب و جوش روحانیت و انقلاب روزه نمیگرفته و نماز نمیخوانده و قرضهایش را پس نمیداده امکانش هست که حالا این کارها را انجام بدهد؟؟؟
۱۳۹۱ شهریور ۲۵, شنبه
نتایج کنکور و دخالتهای بیشرمانه سپاه و بسیج و در اعلام نتایج
کیفیت آموزش دانشگاهی ایران بعلت دخالت تمام جانبه ی مزدوران رژیم جمهوری اسلامی و آخوندها که بر تمام سیستم آموزشی و دانشگاهی کشور چنبره زده اند هرسال بشدت در حال کاهش است.در بسیاری از دانشگاههای کشور هستند جوانان نخبه و با استعدادی که تنها به بهانه ی کمتر بودن 2 سانت از قدشان از مقداری که آقایان تعیین کرده اند از پذیرش در رشته ی مورد علاقه شان محروم شده اند!
سیستم تبعیض آمیز و انتخاب سلیقه ای بنام گزینش را بر دانشجویان ایرانی تحمیل کرده اند درست همانطور که سیستم تبعیض آمیز و انتخاب سلیقه ای بنام شورای نگهبان را بر تمام ملت ایران تحمیل کرده اند .
داوطلبان عادی کنکور با استعداد و زحمت و تلاش خود ماهها درس میخوانند و تلاش میکنند و هزینه میکنند و بطور مثال رتبه 2 هزار می آورند و در آخرکار هم با چند فیلتر دیگر مانند گزینش و مصاحبه و... روبرو میشوند و از پذیرش در رشته های خوب محروم میشوند .
حال با اینهمه تبعیض آشکار بسیاری از فرزندان و وابستگان خانواده های بسیجی و سپاهی و جبهه ای هستند که بدون کوچکترین زحمتی و بدون هیچ مانعی در بهترین رشته ها و بهترین دانشگاههای کشور پذیرش میشوند! تنها بدلیل داشتن امتیاز بسیجی بودن!
دوستی تعریف میکرد:
پس از آنکه نتایج اولیه کنکور اعلام شده بود یکی از آشنایان که دانش آموز زرنگ و با استعدادی هم بود رتبه 2 هزار آورده بود.فرد دیگری که از خانواده ی سپاهی بود رتبه 600 آورده بود و من وقتی خبردار شدم خیلی تعجب کردم،این آدم هیچی حالیش نمیشد و خیلی آدم کودن و احمقی بود که دیپلمش را به زور و با نمره 7 و 8 و با ماده و تبصره و پارتی بازی گرفته بود.گفتم امکان ندارد این یارو رتبه 600 آورده باشد.گذشت و گذشت تا نتایج نهایی اعلام شد.. آن آشنای با استعداد ما با آنهمه تلاش و زحمت آخرش به فیلتر مصاحبه برخورد کرد و بعلت کمتر بودن 2 سانت از قدش از مقداری که آقایان تعیین کرده اند در رشته اش پذیرش نشد. و آن یاروی بسیجی کودن در یکی از رشته های اول پزشکی پذیرش شد!
بعد ازینکه قبول شده بود رفتم ببینم درصدهایش چطور بوده.نگاه که کردم شاخ درآوردم. تمام درسها را منفی زده بود بجز سه درس که آنها هم 2 درصد و 6 درصد و 7 درصد! رتبه واقعی اش 257 هزار بود که با احتساب سهمیه جانبازان و بنیاد شهید به 600 رسیده بود! حالا این آدم کودن که حتی نتوانسته به یک سوال زیست و شیمی هم پاسخ بدهد تنها بدلیل خانواده جانباز بودن میرود پزشکی میخواند و فردا میشود پزشک مملکت! و حتما فردا هم با همین سهمیه میشود استاد دانشگاه و رئیس دانشگاه و رئیس بیمارستان و پستهای بالاتر!درحالی که او فقط یک کودن است که با پارتی بازی سپاه و بسیج با همکاری سازمان سنجش در دانشگاه قبول شده!
چه بلایی بسر مردم زیردستش خواهد آورد خدا میداند!
خانواده جانباز بودن هیچ امتیازی بر استعداد و ذکاوت دانش آموزان عادی ندارد.این تبعیض باید برداشته شود
۱۳۹۱ شهریور ۲۰, دوشنبه
لحظه شمار فروپاشی مملکت امام زمان،کمر اقتصاد ایران شکافته شد!
روایت است که مریدان، حکیم را پرسیدندی: بهای دلار چند؟ حکیم در پاسخ پرسیدندی: الان؟ یا الان؟
مریدان جملگی ازین پاسخ حکیم نعره ها زدندی و جامه ها بدریدند و سر به بیابان گذاشتندی !
از ظهر امروز در بازار تهران تقریبا هیج معامله ای صورت نمی گیرد و دلار بدون قیمت شده و تنها با قیمتهای باور نکردنی 2600 به بالا امکان خرید وجود دارد!
شیعه: بزرگترین جمع اضداد/مگر شهدا را هم غسل میدهند؟؟
مگر نه اینکه شهدا نیازی به غسل ندارند؟ پس چرا شیعه دائم می گوید فاطمه زهرا به حضرت علی وصیت نمود که مرا شبانه و مخفیانه غسل بده و دفن کن؟!!! مگر ایشان شهید نشده اند؟ شیعه می گوید پیدا نبودن محل قبر علامت چیزی و حاوی پیامی است برای تاریخ!! آیا غسل ندادن ایشان نمی توانست علامت بسیار خوبی برای تاریخ باشد که : ایشان شهید شده اند؟!!!!
یکی از روایات موجود در کتاب شیعه (بحارالانوار):
هنگامی که مظلومه عالم خود را در آستانه مرگ دید. امّ ایمن و اسما بنت عمیس
را خواست و فرستاد تا همسرش حضرت علی علیه السلام هم آمد.
آنگاه فرمود:
عموزاده ام! مرگم فرا رسیده و به زودی به پدر خویش خواهم پیوست. از این
رو، مطالبی که در دل دارم به تو وصیت می نمایم. حضرت علی علیه السلام
فرمودند: ای دختر پیامبر! آنچه دوست داری بگو. آنگاه بر بالین همسر خود
نشست و همه را از اتاق بیرون فرستاد(1).
{پس از ساعتی گفتگو با همسرش} آنگاه فرمود:
«اوصیک ان لا یشهد احد جنازتی من هولاء الذین ظلمونی و اخذوا حقی.
فانهم عدوی و عدو رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ولاتترک ان یصلی علی
احد منهم ولا من اتباعهم، و ادفنی فی اللیل اذا هدات العیون و نامت
الابصار.»
«وصیت دیگرم به شما این است که مبادا کسی از ستم پیشگان که بر من ستم
روا داشتند و حق مرا گرفتند، در تشییع پیکرم حاضر شوند؛ چرا که اینان دشمن
من و دشمن پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستند. مبادا اجازه دهی
یکی از آنان یا پیروانشان بر من نماز گزارند. سفارش من این است که مرا
شبانگاه وقتی که چشم ها به خواب رفته اند به خاک سپاری...آنگاه روحش پرواز کرد....
(روضه الواعضین، ج 1، ص 151؛ بحارالانوار، ج 43، ص 191)
تناقض در روایات شیعه آنقدر زیاد است که در مورد (شهادت!) فاطمه در کتابهای دیگر شیعه این افسانه را بطور دیگری سرهم کرده اند:
در کتاب بیت الاحزان، ص 149 و همینطور کتاب دلائل الامامه، ص 44 گفته اند که فاطمه وقتی در آغوش علی در حال مرگ بود نامه ای برای همسرش نوشت {وقتی در آغوش او قرار گرفته و همسرش کنار او هست چه نیازی است که برای او نامه بنویسد؟؟مگر نمیتوانسته این حرفها را مستقیما به او بگوید؟؟!} و این محتوای نامه است:
علی جان! منم فاطمه دخت حضرت محمد که خداوند متعال مرا به ازدودج تو درآورد
تا در دنیا وآخرت برای تو باشم. شما در انجام دادن کارهایم از دیگران
سزاوارتری.
«حنطنی و غسلنی و کفنی باللیل و صل علی و ادفنی باللیل ولا تعلم احدا و استودعک الله و اقرا علی ولدی السلام الی یوم القیامه»
مراسم حنوط، غسل، کفن، نماز و خاک سپاری ام را در شب انجام ده، و هیچ
کس را باخبر مکن. تو را به خدا می سپارم و تا روز قیامت به فرزندانم
سلام می رسانم.»(2)
{در اسلام شهدا را غسل نمی دهند،پس چرا فاطمه به علی میگوید من را غسل بده؟؟آیا این دلیل محکمی از زبان خود شیعه نیست که فاطمه شهید نشده بلکه به مرگ طبیعی فوت کرده اند؟؟}
به همسرش امیرمؤمنان علیه السلام نیز وصیت نمود: پس از آنکه از دنیا رفتم، هیچ کس را آگاه مساز {تاکید دوباره}، مگر ام سلمه (همسر پیامبر)، ام ایمن و فضه را. و از مردان، دو فرزندم (امام حسن و امام حسین علیه السلام) عباس (عموی پیامبر)، سلمان، عمار، مقداد، ابوذر، و حذیفه را(3). پس از مردنم تو را حلال کردم که مرا بنگری (چه آنکه تا زنده بود، زخم بدنش را پوشیده می داشت) و با کمک بانوان مرا غسل بده (4) و مرا شبانه دفن کن و هیچ کس را از قبرم آگاه مکن.
(بحارالانوار، ج 43، ص 214 به نقل از مقتل خوارزمی، ص 85، ف 5 ، بیت الاحزان، ص 149؛ دلائل الامامه، ص 44 )
این تناقضات در مورد تمامی کتابهای شیعه صدق میکند.همینطور در کتاب «یاس کبود» نوشته ی سید حسن یوسفی (ص 177) که مورد استقبال آخوندها قرار گرفته ، این تضادها بسیار آشکارتر است.
نقل ازین کتاب: هنگامیکه فاطمه احساس کرد زمان رحلتش نزدیک شده است خطاب به علی گفت: ای پسرعمو از زمانی که با من زندگی کردی از من دروغ و خیانت ندیدی... سپس ساعتی با هم گریه کردند... زمانی که وفات حضرت فاطمه نزدیک شد به اسما بنت عمیس فرمود: آبی بیاور تا وضو بگیرم ، ایشان وضو گرفتند و سپس خود را معطر ساختند... پای خود را بسوی قبله دراز کردند و خوابیدند و پارچه ای بر روی خود کشیدند و فرمودند: ای اسما ساعتی صبر کن و بعد از آن مرا صدا بزن و اگر جوابی ندادم بدان که به پدر خویش ملحق شده ام و علی علیه السلام را با خبر کن. بعد از ساعتی اسما چند مرتبه ایشان را صدا زدند ولی جوابی نشنیدند ، سپس پارچه را از روی ایشان برداشت و دریافت که مرغ روحش به بهشت برین پرواز کرده است.
مگر علی در کنارش نبود؟؟ مگر علی در آغوشش نبود؟؟ مگر فاطمه در آغوش علی وفات نکرد؟؟ مگر فاطمه همه را از اتاق بیرون نکرد تا با شوهرش درد دل کند و آنگاه وفات یافت؟؟(همینطور در توضیح شماره 1 بالا) پس چطور آنها با هم بودند و بعد فاطمه به اسما بنت عمیس میگوید وقتی من وفات کردم علی را خبر کنید؟؟!!!
آیا علی وقتی میدیده همسرش فاطمه که از جان برایش عزیزتر بود در حال مرگ است ، همسرش را ترک کرده و رفته بوده بیرون برای گردش و هواخوری؟؟ بحق چیزهای نشنیده!
ادامه ی کتاب یاس کبود: وقتی اسما از شهادت فاطمه آگاه شد سراسیمه از خانه بیرون آمد و حسن و حسین را در بیرون از خانه ملاقات کرد... اسما به حسن و حسین گفت: نزد پدرتان بروید و وفات مادرتان را به او خبر دهید ، وقتی حسن و حسین بیرون آمدند درحالی که فریاد میزدند...
عجبا که همین کتاب میگوید علی در زمان مرگ نزد فاطمه بود و حالا فاطمه از دنیا رفته و حسن و حسین در کوچه ها فریاد میزنند و بدنبال علی میگردند تا او را از وفات همسرش آگاه کنند!!!! آیا عقل حیران نمیشود؟؟
ادامه کتاب یاس کبود: هنگامیکه خبر وفات فاطمه در مدینه منتشر گردید ، همگان ناله کنان به خانه علی آمدند و دسته و دسته برای عرض تسلیت شرفیاب شدند...!!!
مگر فاطمه طبق توضیحات بالا به علی هم حضوری و هم در نامه (شفاهی و کتبی) وصیت نکرده بود هیچکس را از مرگم آگاه نکن(طبق حدیث2 و تاکید در 3)؟؟ حالا پس چطور همه اهل مدینه دسته دسته آمده اند برای تسلیت؟؟؟ آیا علی به وصیت فاطمه عمل نکرده؟؟؟
دوما آیا وقتی تمام اهل شهر خبردار شده و آمده اند در خانه ی علی مگر میشود علی قبر فاطمه را پنهان نگه دارد؟؟؟
تناقضات در روایات و احادیث و کتابهای فقهی رسمی شیعه درمورد افسانه ی شهادت فاطمه مانند بحارالانوار و کتابهای امروزی مانند یاس کبود که کتاب رسمی و حکومتی ایران است که محتوای آنها در توضیحات بالا آمده بیش از اندازه با عقل بشری ناسازگار است:
جمع بندی: فاطمه در حال مرگ است ، تنها علی پیش اوست ، فاطمه همه را از اتاق بیرون میکند ، آنها باهم حرف میزنند و گریه میکنند ، فاطمه نصف حرفهایش را حضوری میزند و نصف دیگر را نامه مینویسد!!! و در نامه باز همان حرفها را مینویسد که قبلا گفته است!!! فاطمه توسط عمر مجروح شده و در حال شهادت است اما به علی وصیت میکند خودت تنها مرا غسل بده!!! و هیچکس را خبر نکن! باز در کتاب دیگری میگوید افراد مشخص را که یک یک نام میبرد(توضیح3) را خبر کن و به بانوان بگو غسلم دهند و بازمیگوید هیچکس را از مرگم و از قبرم آگاه نکن (وقتی بانوان غسلش دهند چطور هیچکس از مرگ او خبردار نمیشود؟؟)!!! باز در ادامه ماجرا فاطمه در حال مرگ است و کسی جز اسما بنت عمیس پیش او نیست!!! (علی که تا لحظه آخر پیش فاطمه بوده حالا معلوم نیست چه شد و کجا رفت!!) فاطمه میگوید وقتی روح از بدنم جدا شد علی را خبر کنید!!! (گیریم که علی پیش فاطمه نبوده،او که همسرش است و عزیزجانش بوده چرا نمیگوید علی را صدا بزنید تا لحظه آخر کنارش باشم؟؟؟) در آخر فاطمه وفات میکند و پیش او کسی نیست جز اسما و اسما به حسن و حسین خبر میدهد و آنها در به در در شهر دنبال علی میگردند!!! (همسرش فاطمه توسط عمر مجروح شده و در حال مرگ است و در خانه تنها است و علی با غیرت و شجاع رفته است بیرون،چه کاری مهمتر از جان همسرش بوده خدا میداند!!!) . باز فاطمه که چند بار به علی وصیت و تاکید کرده بود که از مرگم هیچکس خبردار نشود ، حالا که وفات کرده علی به وصیت همسرش پشت کرده و تمام شهر مدینه را خبر میکند و تمام مردم می آیند برای تسلیت!!! و در همین حین که تمام مدینه آنجا جمع شده اند و برای مرگ فاطمه دختر پیامبر آمده اند علی همسرش فاطمه را طوری دفن میکند که هیچکس خبردار نمیشود!!! (چطور همچین چیزی ممکن است خدا میداند!) .
آیا جمع اضداد بیشتر ازین هم در کتابهای دنیا موجود است؟؟؟
با این تفاسیر این موضوع در ذهن پیش می آید که علی اصلا فاطمه و خانواده اش را دوست نداشته و همینطور هیچ علاقه ای به دین و اسلام و پیامبر نداشته ، آن از بزرگترین حکم خدا که امامت بود و چیزی نگفت و گذاشت امامت و خلافت را غصب کنند و جامعه را به فساد بکشند و آن از امانت پیامبر و همسرش که گذاشت تا حد مرگ کتکش بزنند و باز چیزی نگفت و آن بچه اش که گذاشت سقط بشود و نه انتقام خون بچه اش و نه همسرش را نگرفت و سکوت کرد و آن از خودش که همیشه توسری خور بود و اعتراض نمیکرد و آن موقع مرگ همسرش با این که دید همسرش در حال مرگ است بی تفاوت رفته بود بیرون برای انجام کاری!!!
حدیثی که ادعای شهادت فاطمه را رد میکند
در کتاب بحارالانوار، ج 43، ص 201 و کتاب بیت الاحزان، ص 142 این حدیث از امام باقر نقل شده که گفته است:
«پنجاه شب که از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گذشت، شدت
بیماری (1) حضرت فاطمه آغاز گردید، و دریافت که از دنیا خواهد رفت. از این رو،
حضرت علی علیه السلام را خواست و وصیت های خود را با او در میان گذاشت و از
آن حضرت پیمان گرفت که به آنها عمل نماید. امیرمؤمنان علیه السلام که سخت
ناراحت و غمگین بود، پذیرفت که آن ها را انجام دهد.
آنگاه فرمود: یا باالحسن! پدرم در آستانه رحلت به من خبر داد که نخستین
فرد از خاندانش هستم که به او می پیوندم، و چاره ای جز این نیست. از این
رو، در برابر امر الهی شکیبایی پیشه ساز و بر مقدرات او خشنود باش(2). مرا
شبانه غسل بده، کفن کن و به خاکم بسپار. و آن حضرت همه را انجام داد.»
در این حدیث کاملا واضح و آشکار است که فاطمه بیمار بوده است و سپس بیماری او تشدید میشود (رد ادعای زخمی شدن توسط عمر) و فاطمه میداند که از دنیا خواهد رفت،همینطور به علی توصیه میکند که در برابر امر الهی و مقدرات او خشنود باش (فاطمه به علی میگوید در برابر مقدرات الهی شکیبا و خوشنود باش،آیا اگر توسط عمر مورد حمله قرار میگرفت میتوانست بگوید بر این امر شکیبا و خوشنود باش؟؟ یا میگفت که سکوت نکن و حق و خون ما را از دست آن قاتلان و ظالمان بگیر؟؟)
۱۳۹۱ شهریور ۱۹, یکشنبه
تضاد در عقاید شیعه/ماجرای سقیفه و دروغهای شاخدار آخوندهای صفوی
پس از رحلت پیامبر انصار و مهاجرین در سقیفه بنی ساعده گرد آمدند و با شورای ایجاد شده ، ابوبکر را به خلافت برگزیدند.
شیعیان صفوی دائم بر این تجمع صحابه زبان اعتراض میگشاید و آنرا توطئه ای علیه علی جهت غصب خلافت الهی می داند!!
چنانچه به علما و مراجع شیعه بگویی چرا علی در سقیفه حاضر نشد تا از حق خود دفاع کند؟ در پاسخ میگویند که علی مشغول تدفین و غسل دادن پیامبر بوده و داشته به وصیت ایشان عمل مینموده و بنابراین نتوانسته در سقیفه بنی ساعده حاضر شود(و در معقول ترین حالات میگویند ایشان نمی دانستند که در این صورت مساله علم غیب و سایر قضایا پیش می آید!) و اما سوال عاقلین این است :
چرا امام حسین حج خود را رها کرد و آنرا نیمه تمام گذاشت تا به دعوت مردم کوفه به آنجا برود و به زعم شما خلافت الهی خود را از یزید غاصب پس بگیرد؟!! علی هم می توانست غسل و تدفین پیامبر را رها کند و به سقیفه برود تا از حق الهی خود دفاع کند. آیا اهمیت ولایت الهی کمتر از غسل پیامبر بود که دیگری نیز میتوانست آنرا انجام دهد؟
بعضی از شیعیان نادان میگویند که علی داشته به وصیت پیامبر عمل میکرده است ، باید گفت که وصیت و امر الهی در این مهمترین اصل دین(ولایت و خلافت) مهمتر است یا تدفین و غسل دادن بدن پیامبر؟!!
شما امامت و خلافت حضرت علی را دستوری الهی و بسیار مهم میدانید و حتی فجایعی چون عاشورا و شهادت امامان و غیبت امام زمان و گمراهی مسلمین امروزی را بخاطر همان غصب خلافت در سقیفه میدانید ، خب جلوگیری از به وجود آمدن این همه انحرافات در اسلام ، مهمتر بوده یا غسل دادن پیامبر؟!!! آیا هیچکس دیگر در آنجا نبود که پیامبر را غسل کند؟
شما امروز واقعه ی رخ داده در غدیرخم و امامت علی را«عیدالله الاکبر» نامگذاری کرده اید و حتی اهمیت آنرا از عیدفطر و قربان بمراتب بالاتر میدانید،پس چطور است که علی که صاحب این عیدالله الاکبر بود اهمیتی برای این ولایت قائل نشد و نرفت تا این ولایت و عید بزرگ الهی را حفظ کند و نگذارد بدست غاصبان بیفتد!!!
ما می دانیم که جسد پیامبر پس از سه روز دفن می گردد و بنابراین علی میتوانسته براحتی به سقیفه برود و سپس برای غسل و تدفین پیامبر بازگردد.
حتی علی میتوانسته لااقل یک نایب از جانب خود به سقیفه بفرستد تا از حقش دفاع کند یا حتی خود به سقیفه میرفت و یک نایب در خانه پیامبر میگذاشت، ولی هیچکدام از این کارها انجام نشده است.
امام حسین حج خود را رها میکند ، حج که عبادت و عملی فردی است ، ولی تدفین پیامبر را دیگران نیز میتوانسته اند انجام دهند.
به عقیده شیعیان صفوی ، علی مجهز به علم غیب بوده و بنابراین به راحتی و از قبل می توانسته متوجه توطئه صحابه شود و با تدبیری هوشمندانه و با استفاده از امدادهای غیبی و علم بی نهایت ولایت و کمک فرشتگان و کرامات و معجزات بیشمار و داشتن علوم گذشته و آینده ، جلوی غصب خلافت الهی در سقیفه را بگیرد.
حالا بعضی از علمای شیعه از روی ناچاری میگویند که امام ، همه جا به علم غیب خود رجوع نمیکند!!(یک طنز عجیب!) که باید گفت می شود بفرمائید چه جایی مهمتر از اینجا می باشد؟!! چطور امام زمان شما در وسط بیابان برای یک نفر شیعه ظاهر می شود؟!! و یا امامان دیگر برای یک نفر شیعه انواع کارها و معجزات عجیب را انجام می دهند؟!! ولی در جایی به این مهمی که خلافت برای همیشه غصب میشده و باعث فجایعی چون عاشورا و شهادت امامان و گمراهی امت اسلامی میشده می بینیم که حضرت علی از علم خود استفاده نکرده؟!! آیا لطیفه ای به این بامزگی شنیده بودید؟!!!!
شما فقط سه پاسخ دارید یا بگویید علی نمی دانسته که علم غیب و عصمت او منتفی می شود و یا بگویید میدانسته ولی نرفته که معلوم میشود ایشان اهمیتی برای امامت الهی خود! قایل نبوده! یا اینکه بگویید شستن جسد پیامبر اسلام (که صدها نفر دیگر برای اینکار صف کشیده بودند!) مهمتر بوده که من فکر نمیکنم در عصر حاضر ، مغز انسان عاقل چنین پاسخهایی را قبول کند!
۱۳۹۱ شهریور ۱۷, جمعه
امام سجاد وهابی بوده است+ سند
امام سجاد در نیایش 28 صحیفه سجادیه توسل بغیر خدا را نشان کم خردی و کج اندیشی میداند
امام سجاد در دعاهای خود ازجمله دعای 28 از صحیفه سجادیه نیایشی را ذکر میکند که کاملا بر خلاف اعتقادات شیعه است.او به هیچکس جز خدا توسل نمیجوید.او اصلا توسل بغیر خدا را قبول ندارد.کاملا واضح است که امام سجاد به توسل امامان و پیامبران پیش از خود اصلا اعتقادی نداشته است زیرا در نیایش خود صریحا آنرا رد میکند و آنرا نشانه ی کم خردی و کج اندیشی میداند.عقاید و نیایشهای امام سجاد دقیقا همان چیزی است که محمد بن عبدالوهاب و اهلسنت به آن معتقدند!
****************************************************************
خدايا، من با دل بريدن از همه كس، قلب خود را از ياد غير تو پيراستهام،
و با تمام وجودم به تو روي آوردهام،
و از آن كس كه خود نيازمند احسانِ توست، رويِ حاجت برگرداندهام،
و از آن كس كه از فضل تو بينياز نيست، خواهش خود را پس گرفتهام،
و دانستهام كه نياز خواهيِ انسانِ نيازمند از نيازمندي ديگر، نشانهي كم خردي و
كج انديشي است.
اي معبود من، چه بسيار ديدهام مردمي را كه از غير تو عزّت طلبيدهاند و ذلّت
نصيبشان شده است؛ و توانگري را نزد ديگران جستهاند و به تنگ دستي رسيدهاند؛ و
هوسِ سربلندي كردهاند و به سر افكندگي دچار آمدهاند.
با ديدن اين نمونهها، انسان دور انديش، از اميد بستن به ديگران در امان ميماند، و
عبرت گرفتن او را توفيق بندگي ميدهد، و برگزيدن حق او را به راه صواب ميكشاند.
اي سرور و آقاي من، تنها تويي كه درگاهت سراي حاجت خواهيِ من است، نه هر كسي كه از
او چيزي خواهند؛ و تنها تويي كه حاجتم را برآورده ميسازي، نه هر كسي كه از او
خواهشي طلبند.
پيش از آن كه ديگري را بخوانم، تنها تو را ميخوانم و بس؛ در حالي كه تنها اميدم
تويي، و در دعاي من، كسي همشأن و همراه تو نيست، و نداي من، ديگري را با تو در بر
نميگيرد.
اي معبود من، تو با وجود صفات گوناگون، يگانه و يكتايي، و تنها تو داراي آن نيروي
نفوذ ناپذير هستي. كمالِ توانايي و نيرومندي براي توست. والا خداوند و بلند
مرتبهاي.
هر كسي جز تو در زندگياش مستحقّ ترحّم است؛ در كارِ خود بياختيار، و در هر حالِ
خويش بيچاره است؛ از حالي به حالي دگرگون ميشود و صفتهاي گوناگون ميپذيرد.
[خدايا] تو برتر از آني كه همتا و هم تواني داشته باشي، و بزرگتر از آن كه تو را
مثل و مانندي باشد، پاك و منزّهي و جز تو معبودي نيست.
متن عربی:
اللَّهُمَّ إِنِّي أَخْلَصْتُ بِانْقِطَاعِي إِلَيْكَ وَ أَقْبَلْتُ بِكُلِّي عَلَيْكَ وَ صَرَفْتُ وَجْهِي عَمَّنْ يَحْتَاجُ إِلَى رِفْدِكَ وَ قَلَبْتُ مَسْأَلَتِي عَمَّنْ لَمْ يَسْتَغْنِ عَنْ فَضْلِكَ وَ رَأَيْتُ أَنَّ طَلَبَ الْمُحْتَاجِ إِلَى الْمُحْتَاجِ سَفَهٌ مِنْ رَأْيِهِ وَ ضَلَّةٌ مِنْ عَقْلِهِ. فَكَمْ قَدْ رَأَيْتُ يَا إِلَهِي مِنْ أُنَاسٍ طَلَبُوا الْعِزَّ بِغَيْرِكَ فَذَلُّوا، وَ رَامُوا الثَّرْوَةَ مِنْ سِوَاكَ فَافْتَقَرُوا، وَ حَاوَلُوا الِارْتِفَاعَ فَاتَّضَعُوا، فَصَحَّ بِمُعَايَنَةِ أَمْثَالِهِمْ حَازِمٌ وَفَّقَهُ اعْتِبَارُهُ، وَ أَرْشَدَهُ إِلَى طَرِيقِ صَوَابِهِ اخْتِيَارُهُ. فَأَنْتَ يَا مَوْلَايَ دُونَ كُلِّ مَسْئُولٍ مَوْضِعُ مَسْأَلَتِي، وَ دُونَ كُلِّ مَطْلُوبٍ إِلَيْهِ وَلِيُّ حَاجَتِي أَنْتَ الْمَخْصُوصُ قَبْلَ كُلِّ مَدْعُوٍّ بِدَعْوَتِي، لَا يَشْرَكُكَ أَحَدٌ فِي رَجَائِي، وَ لَا يَتَّفِقُ أَحَدٌ مَعَكَ فِي دُعَائِي، وَ لَا يَنْظِمُهُ وَ إِيَّاكَ نِدَائِي لَكَ يَا إِلَهِي وَحْدَانِيَّةُ الْعَدَدِ، وَ مَلَكَةُ الْقُدْرَةِ الصَّمَدِ، وَ فَضِيلَةُ الْحَوْلِ وَ الْقُوَّةِ، وَ دَرَجَةُ الْعُلُوِّ وَ الرِّفْعَةِ. وَ مَنْ سِوَاكَ مَرْحُومٌ فِي عُمُرِهِ، مَغْلُوبٌ عَلَى أَمْرِهِ، مَقْهُورٌ عَلَى شَأْنِهِ، مُخْتَلِفُ الْحَالَاتِ، مُتَنَقِّلٌ فِي الصِّفَاتِ فَتَعَالَيْتَ عَنِ الْأَشْبَاهِ وَ الْأَضْدَادِ، وَ تَكَبَّرْتَ عَنِ الْأَمْثَالِ وَ الْأَنْدَادِ، فَسُبْحَانَكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ.
منبع: موسسه اندیشه قم http://www.andisheqom.com/Files/sahifematn.php?id=28
ترجمه آقاي محمد مهدي رضايي
*****************
نظر وهابیون در مورد توسل
وهّابیون (اهلسنت) اعتقاد دارند که توسّل به رسول خد(صلى الله علیه وآله) و اولیاى الهى شرک است ، سپس اضافه مى کنند : « مَنْ یُشْرِکْ بِاللهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللهُ عَلَیْهِ الْجَنَّةَ ; هر کس به خدا شرک ورزد ، بهشت بر او حرام است . »
محمد بن عبدالوهاب بنیانگذار وهابیت به صراحت مى گوید : « من عبدالله لیلا و نهاراً ثمّ دعا نبیّاً او ولیّاً عند قبره، فقد اتّخذ إلهین اثنین ولم یشهد أن لا اله الاّ الله; اگر کسى در تمام شب و روز خدا را عبادت کند ، آنگاه نزد قبر پیامبر و یا ولىّ خدا ، آنان را بخواند (و حاجتى بطلبد) در واقع دو معبود براى خود برگزیده ، و گواهى نداده است که معبودى جز خداى یگانه نیست ».
مقایسه عقیده ی (محمد بن عبدالوهاب) و (امام سجاد) در مورد توسل:
امام سجاد: ای معبود من دانستهام كه نياز خواهيِ انسانِ نيازمند از نيازمندي ديگر، نشانهي كم خردي و كج انديشي است. اي معبود من، چه بسيار ديدهام مردمي را كه از غير تو عزّت طلبيدهاند و ذلّت نصيبشان شده است؛ و توانگري را نزد ديگران جستهاند و به تنگ دستي رسيدهاند. تنها تويي كه درگاهت سراي حاجت خواهيِ من است، نه هر كسي كه از او چيزي خواهند؛ و تنها تويي كه حاجتم را برآورده ميسازي، نه هر كسي كه از او خواهشي طلبند.
محمد بن عبدالوهاب: هر کس غیرخدا را بخواند و از غیر او حاجتی بطلبد گواهی نداده است که معبودی جز خدای یگانه نیست و کسی را با او شریک قرار داده است.
کاملا واضح و روشن است که هر دو بر یک چیز دعوت میدهند و آن طلب حاجت فقط از خدا و دوری جستن از توسل بغیر خدا
********************
و حالا میرسیم به منابع تحریف شده ی شیعه
در کتابهای شیعه روایات در مورد لزوم توسل گرفتن به اهلبیت هزاران و بلکه بیشمار است . کتاب اصول کافی و کتاب الحجه در مورد توسل در حد بیشمار روایت نوشته اند. فقط به ذکر چند نکته اکتفا میکنیم!
توسل جستن امام حسین (ع) به قبر پیامبر
خدايا! اين قبر پيامبرت محمد(صلى الله عليه وآله) است و من پسر دختر پيامبرت هستم. براى من مشكلى پديد آمده كه خود آگاه هستى. خدايا من معروف را دوست داشته و منكر را ناپسند مى دارم. از تو درخواست مى كنم به حق اين قبر و كسى كه در آن جاى گرفته آنچه مورد پسند خود و رسول و مؤمنين است براى من اختيار فرمايى.
بحارالانوار، ج 97، ص 153.
در کتابهای شیعه بشکل افراطی بر وجوب توسل تاکید شده است.ازجمله روایت زیر:
در بحار انوار آمده است که یوسف با واسطه قرار دادن اهل بیت «علیهم السلام» از چاه نجات پیدا کرد! بحار الأنوار ج12 ص247
۱۳۹۱ شهریور ۱۶, پنجشنبه
روایاتی که تشیع صفوی را به چالش میکشد/تناقضات فاحش در کتابهای مرجع شیعه در مورد صیغه
تشیع صفوی در سراشیبی سقوط
شیعیان عمل صیغه یا
متعه (سکس قانونی) را از اوجب واجبات مذهب شیعه میدانند . اما اگر در حد ابتدایی
به زبان عربی آشنایی داشته باشید و به کتابهای فقهی و حدیث شیعه رجوع کنید ، به
روایتها و اظهاراتی برخورد میکنید که صدها سال پشت پرده باقی مانده اند و فقهای
شیعه از ترس متلاشی شدن تابوی مذهب شیعه صفوی از بیان آنها بشکل علنی و آشکار
خودداری کرده اند .
در چندین کتاب مهم و
مرجع شیعیان و از جمله کتاب وسایل الشیعه که مهمترین کتاب فقهی شیعیان است ، این
روایت آورده شده است که:
علی علیه السلام از
رسول خدا روایت کرده است : پیامبر پس از فتح خیبر صیغه و خوردن گوشت الاغ را حرام
اعلام کرد.
منابع : وسایل شیعه/
حر عاملی جلد 21 صفحه 15
وسایل شیعه/حر عاملی
جلد 14 صفحه 436
جالب اینجاست که
روایت کننده ی حدیث خود حضرت علی و نقل کننده ی کتاب خود کتابهای شیعه است!!
این روایت که در
چندین کتاب دیگر فقهای شیعه عینا نقل شده است کاملا متضاد و خلاف این ادعای شیعیان
است که عمر بن خطاب صیغه را ممنوع کرده است . این روایت ثابت میکند که نه تنها
عمربن خطاب صیغه را ممنوع نکرده بلکه خود پیامبر برای احترام و کرامت زن آنرا
ممنوع کرده و علی بن ابیطالب آنرا زوایت کرده است و منبع هم کتاب مهم فقهی شیعه
است!
اما قضیه وقتی عجیب
تر میشود که در ادامه این حدیث ، با وجود اینکه نویسنده ی کتاب (حر عاملی) به حرمت
عمل صیغه معترف است بازهم این توضیح را میدهد که صیغه از ضروریات مذهب امامیه است!!!
روایات و احادیثی که
عمل انزجارآور و شرمگینانه ی صیغه را محکوم میکنند ، علیرغم تحریف گسترده و بی
حساب و کتاب در کتابهای شیعه بسیار است ، از جمله موارد زیر:
«از یکی از امامان
اهلبیت نقل شده که وی میگوید: نزد ما انسانهای
فاجره و تبهکار متعه انجام میدهند»
منبع : وسایل شیعه
جلد 21 ص 30
«از امام جعفر صادق
نقل شده که گفته اند: از وی در مورد صیغه شوال شد و او پاسخ داد: بدن خود را با
صیغه نجس مکن»
منبع : زواج المتعه جلد
2
تا اینجا اعتراف مذهب
شیعه به حرام بودن عمل صیغه در زمان پیامبر است ، اما در عین حال روایاتی متضاد و
متناقض نیز در کتب شیعه وجود دارند که با تایید و تشویق عمل صیغه ، پاکی ، کرامت و
شرافت شخصیت زن را به چالش میکشند و به رذالت بارترین کارها به زنان و دختران دعوت
میدهند!
ازجمله روایت زیر:
(یک مورد از هزاران)
از حضرت امام حسین
پرسیدند: «آیا کسی که صیغه میکند این زنان جزو 4 زنی حساب میشوند که اسلام به او
اجازه داده است؟»
او جواب داد که «نه
این زنان جزو 4 زن شرعی حساب نمی شوند، هر مرد میتواند بجز 4 زن با هزار زن دیگر
صیغه داشته باشد زیرا این زنان کرایه ای (ایجار) هستند»!!!!!
منبع : اصول کافی/شیخ
کلینی جلد 5 ص 452
صیغه در کشور ایران (مرکز جهان تشیع) یکی از بزرگترین عبادات و اعمال صالحه است! چند مثال:
در مذهب شیعه آن اهمیتی که صیغه دارد هرگز ازدواج دائم ندارد و آنطور که به صیغه و ضرورت آن توصیه شده هرگز به ازدواج دائم توصیه نشده است
مقالات آیت الله مکارم شیرازی بزرگترین مرجع شیعیان ایران در مورد صیغه (سکس قانونی) و اهمیت فوق العاده آن نزد شیعه
ازدواج موقّت یک ضرورت اجتناب ناپذیر اجتماعى است
چرا ازدواج موقت یک ضرورت اجتماعى است؟
جدا از صدها مرکز انجام صیغه در مشهد و تهران و.... که توسط آخوندهای حکومتی برای انجام صیغه های چندساعته و چند روزه اداره میشوند ، مدتی قبل «مرکز رسمی ازدواج موقت تهران» افتتاح شد که هم اکنون لینک آن به سایت آیت الله مکارم شیرازی هدایت میشود که احتمالا نشان دهنده ارتباط این مرکز با ایت الله مکارم شیرازی است ، با توجه به تاکیدات مکرر این آیت الله به انجام عمل صیغه
آدرس اینترنتی این مرکز که به سایت آیت الله شیرازی هدایت میشود
http://ezdevaj.fay.ir/
*************************
استفتائات آیت الله بهجت از بزرگترین مراجع شیعه
http://www.bahjat.org/index.php/ahkam/esteftahat/63-2011-09-06-09-05-41.html
حكم ازدواج موقّت
527. ازدواج موقّت از نظر اسلام چه حكمى دارد؟
ج. جايز، بلكه مستحبّ است.
جواز مطلق ازدواج موقّت
528. آيا براى مردى كه همسر دايم دارد، ازدواج موقّت جايز است؟
ج. جايز است.
(صیغه حتی برای مردی که همسر دایم دارد جایز است!!!!)
اجازه پدر در دختر غيرباكره
531. زنى كه در اثر زنا يا پريدن، بكارتش از بين رفته باشد، آيا براى ازدواج موقّت اجازه گرفتن از پدرش لازم است يا خير؟
ج. اگر بكارتش به جماع از بين رفته، نياز به اجازه ندارد.
(یک زن
باکره پس از اینکه با فاحشه گری پرده بکارتش پاره شد میتواند بدون اجازه
خانواده و با خیال راحت هرچقدر که دلش خواست صیغه کند و ثواب جمع کند!!!!!)
539. آيا ازدواج موقت مرد به نفع جامعه است يا باعث متلاشى شدن جامعه مى گردد؟
ج. به نفع جامعه است.
ازدواج موقت و ضرر به دختر
545. آيا ازدواج موقت كه موجب از بين رفتن بكارت مى شود، به ضرر دختر نيست؟
ج. امكان دارد(اگر قبول دارید که صیغه با از بین بردن بکارت بضرر دختر است پس چطور بنفع جامعه است؟؟؟؟؟)
كم ترين و بيشترين زمان ازدواج موقت
556. كم ترين و بيشترين زمان ازدواج موقت چه قدر است؟
ج. مقدار، منوط به رضايت طرفين است و فرقى بين اين كه زمان آن بلند يا كوتاه باشد نيست(صیغه یک ساعته و دوساعته چقدر رایج است در بین شیعه....)
عقد موقت زنان فاحشه
573. آيا فواحش را مى توان عقد موقّت كرد؟
ج. بله، مى شود
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خدایا این مذهب است یا فاحشه گری؟؟؟؟؟
صيغه زن بدون اجازه از همسر
577. اگر مردى به همسرش دسترسى نداشته باشد، آيا بدون اجازه او مى تواند زنى را صيغه كند؟
ج. بله، مى تواند.
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اجراى عقد موقت بدون حضور شاهد
555. آيا انسان بدون وجود شاهدى مى تواند صيغه عقد موقت را بخواند؟ در صورت مواجه شدن با نيروهاى انتظامى چگونه بايد جواب دهد؟
ج. بدون شاهد هم مى توانند عقد بخوانند و قول آن ها هم به خواندن عقد، قابل قبول است.
خلاصه: مرد (حتی مردی که همسر دائم دارد) میتواند با زن باکره ، با زن فاحشه ، با زن خیابانی ، بدون شاهد ، بدون اجازه و رضایت والدین ، بدون نفقه ، بدون ثبت رسمی و برای هر مدت که خواست (حتی یک ساعت) و حتی با اینکه میداند بکارت و شرف زن را اربین میبرد ، صیغه بکند و این عمل نه تنها مستحب و بنفع جامعه که بقول آیت الله مکارم شیرازی یک ضرورت اجتماعی است!!!!!!!!!!
دوبله فارسی سریال تاریخی و باشکوه عمر فاروق در شبکه جهانی کلمه
تحولات بزرگ در رسانه های فارسی زبان اهلسنت
شبکه جهانی کلمه فارسی اعلام کرد دوبله ی فارسی سریال تاریخی و باشکوه عمر فاروق در حال تهیه و آماده سازی نهایی میباشد و بزودی از این شبکه پخش خواهد شد.
سریال عمر فاروق پرهزینه ترین و باشکوه ترین سریال تاریخ عرب و جهان اسلام میباشد که توسط کمپانی و مجموعه عربی MBC و با همکاری تلویزیون قطر تهیه و تولید شده است ، سریال «عمر» به زبان اصلی (عربی)در ماه رمضان امسال از تلویزیون MBC در 30 قسمت پخش شد.
عبدالفتاح خدمتی مسئول شبکه جهانی کلمه در توضیح گفت این هدیه ای از شبکه جهانی کلمه به فارسی زبانان جهان و آغاز راه است ، در آینده مجموعه های تاریخی و ارزشمند اسلامی دیگری را دوبله و تقدیم خواهیم کرد ، وی گفت امیدواریم در آینده شبکه کلمه بتواند خود فیلم و سریالهای فاخری را تولید کند.
بسیاری از هنرمندان ایرانی در ساخت این سریال همکاری داشته اند ، ازجمله عبدالله اسکندری که گریمور اصلی این سریال بزرگ بوده است . مقامات ایران هنرمندان ایرانی را که با ساخت این سریال همکاری داشته اند مورد تهدید و فشار قرار داده اند ، اما آنها توجهی به این تهدیدات نکرده اند!
۱۳۹۱ شهریور ۱۴, سهشنبه
آیت الله خامنه ای: اگر قرار باشد این رسم در دنیا جا بیفتد که مخالفین تظاهرات بکنند و از خارج حمایت شوند که نمیشود!
به گزارش خبرگزاری مهر ، علی اکبر ولایتی مشاور آیت الله خامنه ای که در تمامی جلسات و دیدارهای رهبر جمهوری اسلامی حضور داشته ، برخی از دیدارهای رهبری و صحبتهای وی را اینگونه بیان کرده است:
در ملاقات بان کی مون از رهبر ایران:
ولایتی: رهبر معظم انقلاب هم تصریح کردند که حل مسألهی سوریه منوط به این است که طرفهای خارجی نیروهای معارض را مسلح نکنند، چرا که عملاً در آنجا یک جنگ نیابتی در حال وقوع است. یعنی عدهای معارض سوری و غیر سوری توسط مخالفین دولت سوریه در کشورهای خارجی که هرکدام با انگیزهای با دولت سوریه مخالفت میکنند، با حکومت میجنگند.
اگر قرار باشد این رسم در همهی دنیا جابیفتد که معارضین و مخالفین دولت تظاهرات بکنند و به این وسیله از کشورهای خارجی پول و اسلحه بگیرند، دیگر در دنیا آرامش و ثباتی باقی نمیماند.
ولایتی: به حضرت عباس ما لابی گری نکردیم ،مقامات خودشان خواستند هرطور شده با رهبر انقلاب دیداری داشته باشند!
ولایتی همینطور گفته بعضی ها حرف هایی را زده اند که مشاور رهبری (خود وی) لابی گری میکرده تا مقامات اجلاس عدم تعهد را ترغیب کنند تا با رهبری دیدار بکنند درحالیکه کاملا برعکس بود! این مقامات بودند که با ما تماس میگرفتند و خواهان وقت ملاقات با رهبری بودند!
ولایتی همینطور گفته بعضی ها حرف هایی را زده اند که مشاور رهبری (خود وی) لابی گری میکرده تا مقامات اجلاس عدم تعهد را ترغیب کنند تا با رهبری دیدار بکنند درحالیکه کاملا برعکس بود! این مقامات بودند که با ما تماس میگرفتند و خواهان وقت ملاقات با رهبری بودند!
بعضی از این مقامات با وزارت خارجه یا دفتر بنده تماس میگرفتند تا هرطور شده یک وقت ملاقات با رهبر معظم انقلاب در اختیار داشته باشند!
آقای یان الیاسون قائم مقام دبیرکل سازمان ملل از رفاقت قدیمی اش با من استفاده کرد و گفت خواهش من این است که رهبر انقلاب دبیر کل را بپذیرند و به درخواستهای ایشان توجه کنند!!!!
اما ظاهرا قضیه طور دیگری بوده است:
بسیاری از منابع مطلع گفته اند در زمان اجلاس ، آیت الله خامنه ای تلاش میکرده است تا از طریق واسطه گری از مقامات شرکت کننده در اجلاس از جمله آقای بان کی مون دبیر کل سازمان ملل وقت ملاقات بگیرد.
اما در صحت و یا عدم صحت حرفهای ولایتی همینقدر بس که وی قبلا گفته بود دبیرکل سازمان ملل رهبر ایران را رهبر جهان اسلام خطاب کرده است که بلافاصله این اظهارنظر توسط دفتر بان کی مون تکذیب شد!
همان قضیه خبرگزاری فارس که خبری در مورد عراق منتشر کرد و بلافاصله تکذیب شد ، روز بعد خبری درمورد رزمایش مشترک سوریه و ایران و روسیه و چین منتشر کرد که هرچهار کشور تکذیب کردند ، روز بعد خبری در مورد آمدن مرسی به ایران منتشر کرد که دفتر مرسی تکذیب کرد ، روز بعد گفت فایل صوتی مصاحبه را داریم که دفتر مرسی گفت فایل صوتی ساختگی و جعلی است و بازهم تکذیب شد!!!
وقتی در پخش زنده رسانه ی ملی سخنرانی مرسی و بان کی مون و نماینده مجمع سازمان ملل بشکل چندش آوری تحریف و تغییر داده شد ، آنوقت چه کسی میداند پشت درهای بسته ملاقاتهای رهبر چه گذشته و چه گفته شده و این مردک چه میگوید!
http://www.freezepage.com/1346848182NXMTALFITW
http://www.mehrnews.com/Fa/newsdetail.aspx?NewsID=1689398
احمدی نژاد: خیلی از مسئولان یک خط از قانون اساسی را هم بلد نیستند!
احمدی نژاد شب گذشته در مصاحبه ای زنده با کانال یک تلویزیون دولتی ایران برخی مسایل را مطرح نمود که مقداری ابهام آمیز و تعجب برانگیز بود . احمدینژاد گفت اگر قانون اساسی بطور کامل در کشور اجرا شود اکثر مشکلات ملت ایران حل میشود ، ما مسئول اجرای قانون اساسی هستیم اما خیلی ها (؟؟؟؟) با دخالتهای بیجا مانع اجرای قانون میشوند . وی گفت اکثر مسئولان قانون اساسی را اصلا بلد نیستند ، یک کاری را انجام میدهند بعد وقتی مقایسه میکنیم میبینیم که برخلاف قانون عمل کرده ، خیلی از مسئولان دولتی (؟؟؟) حتی یک خط از قانون اساسی را هم بلد نیستند ، احمدینژاد همچنین به قوه قضائیه انتقاد کرد و گفت طبق قانون وقتی یک نفر را دستگیر میکنید باید ظرف 24 ساعت تفهیم اتهام و یا آزاد شود . او در پایان مصاحبه در پاسخ به سوال مجری که گفت یک سال به پایان دولت شما مانده و آیا نمی خواهید اسامی مفسدان اقتصادی را اعلام کنید ، گفت: خیلی از اسامی را فرستادیم رسیدگی کنند اما کی گفته سال پایانی دولت است؟ دولت برای ملت است و ملت همیشه هست و ماندگار است!!!!
۱۳۹۱ شهریور ۱۱, شنبه
دموکراسی در شیعه: توصیه هایی برای چگونه سر به نیست کردن مخالفین در کتابهای شیعی!
در یکی از روایات شیعه در مورد نظر امامان درباره ناصبین (مخالفین) سوال شده که چگونه با آنها برخورد شود.در این روایات از امام جعفر صادق نقل شده که وی گفته است:
خونش حلال است ، اگر ترسیدی کسی تو را ببیند و
اگر توانایی داشتی دیوار را رویش خراب کن و یا در آب غرقش کن و در مورد مال و
دارایی اش هرچه که دستت میرسد مالش را غارت کن!!
این روایت در دهها کتاب شیعه نقل شده است ازجمله:
بحارالانوار/ ملاباقر مجلسی جلد 27
وسایل شیعه/حر عاملی جلد 18 صفحه 461
وسایل شیعه/حر عاملی جلد 28 صفحه 215
علل الشرایع/شیخ صدوق جلد 2 صفحه 577
حدود و تعزیرات/ جلد یک
جامع المدارک/جلد 7 صفحه 109
ناصبی در مفهوم عقاید شیعه بمعنای کسی است که امامان شیعه را قبول نداشته باشد یا به آنها دشنام و ناسزا بگوید . اما بهرحال ناصبی یک انسان است و نظری دارد و حتی بدون اینکه مسلمان باشد و یا اهلبیت را قبول نداشته باشد از حق حیات و حقوق انسانی برخوردار است،خدا و پیامبر هم گفته اند حقوق غیرمسلمانان باید محترم شمرده شود .
بر خلاف احادیث شیعه در احادیث اهلسنت آمده : پیامبر گفته است مسلمانی که هموطن غیر مسلمان خود را آزار بدهد هرگز بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد.
آیا دموکراسی در شیعه همین است که مخالفین را اینطور وحشیانه سر به نیست کنند؟؟
**در المحاسن النفسانیه/مسایل الخراسانیه صفحه
147 آمده: طبق اخبار و روایات در مورد امامان کاملا واضح است که ناصبی همان اهلسنت
هستند.
اشتراک در:
پستها (Atom)

























