«ختنه ی پسران» در دین اسلام مورد تاکید قرار گرفته و برای
پیشگیری از ابتلای به بیماری های شایع مردانه به آن توصیه شده است، بسیاری
از اندیشمندان غربی در سالهای اخیر به توجیه علمی احکام شرعی اسلام پی برده
و آنرا کاملترین دین دانسته اند.
درهمین اواخر "رابرت گیلهم" مشهورترین دانشمند یهودی علم ژنتیک پس از
مقایسه نتایج ماهها تحقیقات خود با یک آیه ی قرآن در مورد زوجیت زنان ،
شگفت زده شد و به حقانیت دین اسلام ایمان آورد.
شبکه
خبری "الجزیره" گزارش داد، "آکادمی پزشکی اطفال آمریکا" (AAP) در بیانیه ای
که روز (دوشنبه) منتشر شد، اعلام کرد که فواید بهداشتی ختنه نوزادان پسر
بیشتر از از خطرهای احتمالی ناشی از آن بوده و احتمال ابتلا به بسیاری از
بیماری ها را کاهش می دهد.
"آکادمی پزشکی اطفال آمریکا" که در
حال حاضر دارای بیش از 60 هزار عضو در بخش مراقبت های اولیه و بخش های
زیرمجموعه آن است، برای مفید بودن ختنه نوزادان پسر دلایل متعددی ذکر کرده
که کاهش میزان ابتلا به سرطان آت تناسلی و بیماری های مجاری ادراری کودکان و
همچنین افزایش مقاومت در برابر ویروس "اچ آی وی" عامل "ایدز" و ویروس "اچ
پی وی" عامل سرطان مقعد و سرطان آلت تناسلی مردان از جمله این دلایل هستند.
"آکادمی
پزشکی اطفال آمریکا" پیش از این و در بیانیه ای که در سال 1999 میلادی
صادر کرد، موضع بی طرفی در مورد ختنه نوزادان پسر اتخاذ کرده بود، اما در
بیانیه جدید خود اقدام خانواده های آمریکایی طرفدار ختنه نوزادان پسر را
توجیه کرده و بر فواید بهداشتی و پزشکی آن تاکید کرده است.
جستجو
۱۳۹۱ شهریور ۱۰, جمعه
تفاوت اجلاس ایران و عربستان: پوسترهای 50 متری آیت الله خامنه ای و قاب کوچک ملک عبدالعزیز!
تفاوت اجلاس عربستان با اجلاس تهران: پوسترهای 50 متری آیت الله خامنه ای و خمینی و قاب کوچک ملک عبدالعزیز!
بزرگان گفته اند وقتی عکس یک رهبر از اندازه یک تمبر بزرگتر شود بدون شک آن کشور دچار دیکتاتوری خواهد شد.
دو هفته پیش از آغاز اجلاس عدم تعهد در تهران ، اجلاس سازمان کنفرانس اسلامی در مکه عربستان برگزار شد.در اجلاس عدم تعهد که از 5 شهریور در تهران شروع شده مسئولان و مقامات جمهوری اسلامی انگار به ابتکار جدیدی دست زده و خواسته اند بزرگی خودشان را با پوسترهای بزرگ 50 متری رهبران نظام به دنیا نشان بدهند.اما برخلاف ایران در اجلاس مکه در دو هفته پیش تنها یک قاب کوچک پشت پرده های محل برگزاری مراسم دیده می شود و خبری از پوسترهای 50 متری پادشاه نیست!
همانطور که در تصاویر بالا معلوم است بر خلاف اجلاس تهران در هیچیک از دو مکان محل استقبال از میهمانان و سالن اصلی اجلاس سازمان کنفرانس اسلامی در عربستان خبری از پوسترهای 50 متری پادشاه فعلی و قبلی عربستان نیست!
بزرگان گفته اند وقتی عکس یک رهبر از اندازه یک تمبر بزرگتر شود بدون شک آن کشور دچار دیکتاتوری خواهد شد.
دو هفته پیش از آغاز اجلاس عدم تعهد در تهران ، اجلاس سازمان کنفرانس اسلامی در مکه عربستان برگزار شد.در اجلاس عدم تعهد که از 5 شهریور در تهران شروع شده مسئولان و مقامات جمهوری اسلامی انگار به ابتکار جدیدی دست زده و خواسته اند بزرگی خودشان را با پوسترهای بزرگ 50 متری رهبران نظام به دنیا نشان بدهند.اما برخلاف ایران در اجلاس مکه در دو هفته پیش تنها یک قاب کوچک پشت پرده های محل برگزاری مراسم دیده می شود و خبری از پوسترهای 50 متری پادشاه نیست!
اجلاس سران عدم تعهد در تهران 9 شهریور
اجلاس کنفرانس اسلامی در عربستان 25 مرداد
(تصاویر محل استقبال میهمانان)
(محل استقبال میهمانان)
(سالن اصلی اجلاس)
در تصاویر زیر در پشت محل سخنرانی رئیس جلسه فقط یک لوح قرآنی دیده میشود
در تصاویر زیر در پشت محل سخنرانی رئیس جلسه فقط یک لوح قرآنی دیده میشود
(مراسم اختتامیه اجلاس)
همانطور که در تصاویر بالا معلوم است بر خلاف اجلاس تهران در هیچیک از دو مکان محل استقبال از میهمانان و سالن اصلی اجلاس سازمان کنفرانس اسلامی در عربستان خبری از پوسترهای 50 متری پادشاه فعلی و قبلی عربستان نیست!
تحریف سخیفانه ی سخنرانی محمد مرسی و سخنرانان دیگر در ترجمه صداوسیمای ایران
محمد مرسی رئیس جمهور مصر: پس از بهار عربی در تونس ، مصر، لیبی و یمن هم اکنون انقلاب در
سوریه بر علیه حکومت ظالم این کشور در جریان است و ما از انقلابیون میخواهیم اتحاد
و انسجام در بین خود را حفظ کنند. وقت آن رسیده است که حکومت خونریز سوریه کنار گذاشته
شود و این خط مشی ماست.همه ما در برابر خونریزیهای سوریه مسئول هستیم.همبستگی ما
با مبارزات مردم سوریه بر علیه رژیم سرکوبگری که مشروعیت خود را از دست داده است
یک وظیفه اخلاقی و ضرورتی سیاسی و استراتژیک است.
محمد مرسی در آغاز سخنان خود را با درود و سلام بر پیامبر و اهل بیت وی و نیز بر صحابه او ابوبکر، عمر، عثمان و علی آغاز کرد که مترجم صداوسیما دستپاچه شد و این قسمت را ترجمه نکرد.
مرسی:همه ما باید از مبارزه مردم سوریه که بدنبال
عدالت و آزادی در سوریه هستند حمایت و ابراز همدردی کنیم و از انتقال رژیم فعلی به
حکومتی دموکراتیک که منعکس کننده خواسته ها و نیازهای مردم سوریه باشد پشتیبانی
کنیم.مرسی همچنین از اینکه برخی قدرت ها مانند روسیه و چین با وتوی قطعنامه های
شورای امنیت باعث نادیده گرفتن خونریزیها در سوریه شده اند گفت: وتوی متعدد قطعنامه
های شورای امنیت در مورد سوریه قلب ما را بدرد آورده است.
مترجم صداوسیما که کاملا دستپاچه و غافلگیر شده بود با حالت جسته و گریخته ای سخنرانی مرسی را اینگونه ترجمه کرد: بحران در سوریه وجود دارد و ما همه باید از نظام حاکم سوریه حمایت کنیم!
اصلاحات در سوریه باید از سر گرفته شود و از هرگونه دخالت خارجی پرهیز شود، این خط
مشی ماست!
(مترجم صداوسیما مرتبا مطالب تحریف شده ی بالا
را تکرار و تفسیر کرد تا سخنان مرسی در مورد سوریه تمام شود)
ولید المعلم وزیر خارجه سوریه ابتدا در اجلس حضور داشت اما در حین سخنرانی مرسی جایگاه خود را ترک کرد (تصویر پایین)
پس از سخنان شدیداللحن مرسی در مورد سوریه تمام اعضای هیئت سوری
سالن اجلاس را ترک کردند.
(صندلیهای خالی جایگاه سوریه) فرستادگان رژیم بشار اسد در برابر سخنان قاطع مرسی تاب نیاوردند و اجلاس را ترک کردند
ناصر عبدالعزیز رئیس شصت و ششمین دوره مجمع
سازمان ملل: حکومت سوریه مسئول تمام خونریزی ها در سوریه است و رژیم سوریه باید سریعا
خشونت ها در این کشور را پایان دهد.
ان کی مون: تظاهرات مسالمت آمیز مردم سوریه توسط حکومت سرکوب شد و اکنون ما شاهد یک جنگ داخلی در سوریه هستیم.از همه طرفها می خواهیم به خشونت پایان دهند و دولت سوریه نیز باید با شنیدن صدای ملت خود به خشونت ها خاتمه دهد.
بان کی مون همچنین از ایران خواست برای اعتماد سازی باید نشان دهد که
برنامه هسته ای اش صلح آمیز است و به ویژه همکاریهای کامل و مستمری با سازمان بین
المللی انرژی اتمی داشته باشد.
سخنان بان کی کون نیز بخشی حذف و بخشی بگونه ای دیگر ترجمه شد. در حین سخنرانی محمد مرسی ، ناصر عبدالعزیز و بان کی مون که
مشروعیت رژیم سرکوبگر سوریه را زیر سوال بردند و سخنان بان کی مون که از ایران
خواست به قطعنامه های شورای امنیت عمل کند ، چهره احمدی نژاد و مقامات ایرانی تلخ و
ناراحت کننده بود.
هرساله مسلمانان اهلسنت در ایران اسلامی بیشتر سرکوب و در بلاد کفر بیشتر تشویق میشوند!
هرساله مسلمانان اهلسنت در ایران اسلامی بیشتر سرکوب و در بلاد کفر بیشتر تشویق میشوند!
در جمهوری اسلامی ایران سالهاست که برگزاری نماز عیدفطر و اعیاد و جشنهای مذهبی برای مسلمانان اهلسنت ممنوع است یا در مناطق خودشان بطور محدود و مخفیانه برگزار میشود. درآستانه تمامی اعیاد و نمازهای جمعه مقامات امنیتی ایران با احضار متولیان مذهبی اهلسنت آنها را تهدید میکنند که اجازه برگزاری مراسمات مذهبی ندارند.ازجمله همین عیدفطر که چندروزی از آن میگذرد که با اکیپهای امنیتی و انتظامی آنقدر بالای سر سنی ها ایستادند تا نماز عیدفطر را برگزار نکنند تا مبادا نظام در خطر بیفتد!!!
اما در آنسوی دیگر جهان و در بلاد کفر اتفاقات دیگری افتاد که برای مسلمانان آنجا خوشایندتر و شیرینتر بود.
مقامات شهر هامبورگ آلمان اعلام کردند که از این پس اعیاد مسلمانان را به رسمیت می شناسند.
با توافقی که میان مقامات شهر هامبورگ آلمان و اقلیت مسلمان این شهر انجام شد، از این پس مسلمانان هامبورگ می توانند اعیاد اسلامی خود را جشن بگیرند.
شهردار شهر هامبورگ آلمان با اعلام این خبر گفت: با این تصمیم جدید، کارمندان، دانشجویان و دانش آموزان مسلمان می توانند در اعیاد اسلامی در منزل بمانند و همراه خانواده خود، این اعیاد را جشن بگیرند.
"اولاف شولتز" ابراز امیدواری کرد که این شهر در بها دادن به مسلمانان، الگویی برای سایر شهرهای آلمان باشد.
ورود دروس اسلامی به نظام آموزشی رسمی آلمان
لورگ اوهان، وزیر دادگستری آلمان، با بیان اینکه "اسلام بخشی جدایی ناپذیر از کشور آلمان است." اعلام کرد که تدریس مسایل مربوط به دین اسلام از ابتدای سال تحصیلی 2013-2014 در مدارس شهر "هیسن" آغاز خواهد شد.
در جمهوری اسلامی ایران سالهاست که برگزاری نماز عیدفطر و اعیاد و جشنهای مذهبی برای مسلمانان اهلسنت ممنوع است یا در مناطق خودشان بطور محدود و مخفیانه برگزار میشود. درآستانه تمامی اعیاد و نمازهای جمعه مقامات امنیتی ایران با احضار متولیان مذهبی اهلسنت آنها را تهدید میکنند که اجازه برگزاری مراسمات مذهبی ندارند.ازجمله همین عیدفطر که چندروزی از آن میگذرد که با اکیپهای امنیتی و انتظامی آنقدر بالای سر سنی ها ایستادند تا نماز عیدفطر را برگزار نکنند تا مبادا نظام در خطر بیفتد!!!
اما در آنسوی دیگر جهان و در بلاد کفر اتفاقات دیگری افتاد که برای مسلمانان آنجا خوشایندتر و شیرینتر بود.
مقامات شهر هامبورگ آلمان اعلام کردند که از این پس اعیاد مسلمانان را به رسمیت می شناسند.
با توافقی که میان مقامات شهر هامبورگ آلمان و اقلیت مسلمان این شهر انجام شد، از این پس مسلمانان هامبورگ می توانند اعیاد اسلامی خود را جشن بگیرند.
شهردار شهر هامبورگ آلمان با اعلام این خبر گفت: با این تصمیم جدید، کارمندان، دانشجویان و دانش آموزان مسلمان می توانند در اعیاد اسلامی در منزل بمانند و همراه خانواده خود، این اعیاد را جشن بگیرند.
"اولاف شولتز" ابراز امیدواری کرد که این شهر در بها دادن به مسلمانان، الگویی برای سایر شهرهای آلمان باشد.
ورود دروس اسلامی به نظام آموزشی رسمی آلمان
لورگ اوهان، وزیر دادگستری آلمان، با بیان اینکه "اسلام بخشی جدایی ناپذیر از کشور آلمان است." اعلام کرد که تدریس مسایل مربوط به دین اسلام از ابتدای سال تحصیلی 2013-2014 در مدارس شهر "هیسن" آغاز خواهد شد.
مشهورترین دانشمند یهودی علم ژنتیک مسلمان شد
"رابرت گیلهم"، مشهورترین دانشمند یهودی علم ژنتیک، پس از مطالعه آیات قرآنی، مشرّف به دین اسلام شد.
رابرت گیلهم، یکی از بزرگترین دانشمندان علم ژنتیک است که تحقیقاتی در زمینه رابطه زوجیت و تأثیرات آن بر زوجین داشته است.
این دانشمند یهودی که رئیس کانون تحقیقات آلبرت انیشتین نیز می باشد، با مطالعه آیات قرآن در رابطه با عده زن مطلقه و مقایسه آن با تحقیقات خود، به این نتیجه رسیده است که دین اسلام کاملترین دین محسوب می شود.
وی در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده است که پس از گذشت سه ماه از جدایی زوجین، آثار زوجیت در طرفین از بین می رود و در آیات قرآن کریم نیز آمده است که زن مطلقه باید ۳ ماه عده نگه دارد.
لذا رابرت گیلهم با مقایسه ادله علمی با آیات قرآن به این باور رسیده است که دین اسلام برتر از دین یهود بوده و تنها دینی است که پاکی زن را تضمین کرده است؛ بر این اساس زن مسلمان نیز پاک ترین زنان روی زمین خواهد بود.
رابرت گیلهم، یکی از بزرگترین دانشمندان علم ژنتیک است که تحقیقاتی در زمینه رابطه زوجیت و تأثیرات آن بر زوجین داشته است.
این دانشمند یهودی که رئیس کانون تحقیقات آلبرت انیشتین نیز می باشد، با مطالعه آیات قرآن در رابطه با عده زن مطلقه و مقایسه آن با تحقیقات خود، به این نتیجه رسیده است که دین اسلام کاملترین دین محسوب می شود.
وی در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده است که پس از گذشت سه ماه از جدایی زوجین، آثار زوجیت در طرفین از بین می رود و در آیات قرآن کریم نیز آمده است که زن مطلقه باید ۳ ماه عده نگه دارد.
لذا رابرت گیلهم با مقایسه ادله علمی با آیات قرآن به این باور رسیده است که دین اسلام برتر از دین یهود بوده و تنها دینی است که پاکی زن را تضمین کرده است؛ بر این اساس زن مسلمان نیز پاک ترین زنان روی زمین خواهد بود.
«عمر فاروق» متجلی ترین فهم دموکراتیک از دین
از چه زمانی مردم را به بندگی و بردگی گرفته اید؛ در حالیکه مادرانشان آنان را آزاد به دنیا آورده اند. (عمر فاروق رضی الله عنه)
کمتر از 1400سال از آن زمان گذشته است، اما گویی همین دیروز بود که کمر بزرگترین امپراطوریهای جهان را شکست و بزرگترین حاکمیت روی زمین را مستقر کرد. نامش هنوز به مومنان و مجاهدان اسلام در مصاف با دشمن، نیرو می دهد و طنین فریاد الله اکبرش بر بلندای قدس که امروز زیر چکمه رژیمی اشغالگر و غاصب له شده است، شنیده می شود.
فاتح نخست قدس، گر چه در میهن ما که اسلامش را مدیون ورود سپاه صلح و انسانیت اوست، مظلوم واقع شده و گاه مورد طعن و لعن عده ای متعصب و نا آگاه قرار می گیرد، اما نزد اندیشمندان و متفکران مسلمان و غیر مسلمان، شیعه و سنی و نزد بیش از یک و نیم میلیارد انسان به عنوان شخصیتی نابغه و انسانی بزرگ شناخته می شود که جهان پس از او مانندش را سراغ ندارد. نامش کوتاه و روحش بزرگ است. عظمت شخصیتش تا به امروز انسان را به حیرت وا می دارد. امروز بار دیگر مسلمانان دریافته اند که در سیرتش بیشتر مطالعه کنند، راه و رمز موفقیهتا و فتوحات بی نظیرش را در طی فقط 10سال دریابند و با مطالعه راه و مرام او، از چالشهای امروز جهان غرق در جنگ و خشونت و انسان کشی خارج شوند. این روزها و در بهار عربی همه جا سخن از زندگی و منش اوست، به جز در کشور ما، تقریبا همه جهان اسلام از زندگی و راه و رسم او سخن می گویند. این روزها میلیونها نفر که حتی عربی، ترکی و اندونزیایی نمی دانند پای سریالی نشستند که بخش کوچکی از زندگی پر معنا و زیبا و صادقانه او را به تصویر کشیده است و تحت تاثیر این مرد بزرگ قرار گرفتند و میلیونها انسان بی صبرانه در انتظار پخش دوبله فارسی این سریال بزرگ تاریخی هستند.
نام او باردیگر زنده شده است تا به ما توانی دوباره برای احیای عزت و شکوهمان در جهان بدهد و او "عمر" است. عمر که پیامبر فاروقش خواند، زیرا که بین حق و باطل فرق قایل می شد، فرزند خطاب است، از قبیله بنی عدی و از بزرگان و اشراف قریش، که حتی پیش از آنکه اسلام آورد در خیر خواهی و اجرای عدالت و حق طلبی شهره بوده است. اشرافیت پدرش مانع از تن دادن او به سخت ترین و بردن شترهای خطّاب به چرا و جمع آوری هیزم خانه خود و خاله اش نمی شود. او در بیابان در احوال ستارگان و آسمان به تعمق می پردازد و در جستجوی پاسخی برای ذهن پرسشگرش درباره آفریدگار جهان است.
از معدود کسانی است که سواد خواندن و نوشتن دارند و در سن 20 تا 30 سالگی جزو نام آوران قریش و سفیر امور خارجه قریش و فرمانده لشکر آنان می شود. با اندک مبلغی که برادرش زید در اختیارش قرار می دهد به شام می رود؛ سفر را تجربه می کند و در تجارت و مراوده با مردم خبره می شود. جنگاوری، عقل و دانش و هوش سرشارش او را به دیگر سران قریش برتری می دهد؛ بر خلاف دیگر اعراب جاهل زمانه خویش، نه تنها دخترش حفصه را زنده به گور نمی کند، بلکه با شهامت خود را "ابوحفص" می نامد و این کنیه را حتی پس از تولد پسرش حفظ می کند.
هنوز اسلام نیاورده، ادب و احترام را در برخورد با مخالفانش از دست نمی دهد. و آنگاه که شتابان و شمشیر به کف به سوی دارالارقم می رود تا افتخار تنها عربی را پیدا کند که پیامبر را به قتل رسانده و از اختلاف و تفرقه به زعم خود در میان عرب جلوگیری کند، به نُعیم عرب دلاوری که او را از اسلام خواهر و دامادش آگاه می کند بر می خورد، به خانه خواهرش می رود، با عصبانیت در را می کوبد و خواهر از ترس برادر صحیفه قرآن را پنهان می کند؛ خباب یکی از یاران اسلام پشت دیواری می ایستد تا از خشم عمر در امان بماند. عمر پس از کشمکش کوتاه و ضرب و شتم خواهر و دامادش دلش به رحم می آید؛ صحیفه را طلب می کند و می خواند: بسم الله الرحمن الرحیم: {طه ما انزلنا علیک القرآن لتشقی الا تذکرة لمن یخشی}؛ ما قرآن را بر تو نفرستاده ایم تا در رنج بیفتی جز تذکر کافی برای آنکه از خدا می ترسد، قرآن فرستاده کسی است که زمین و آسمانهای بالا را آفریده است؛ آن خدای مهربان که بر تخت حاکمیت بر همه جهانها تسلط یافته است و تمام آنچه در آسمانها و زمین و در بین آنها و زیر خاک است از آن خدای مهربان است. گویی خداوند است که مستقیم با او سخن می گوید، روح و قلبش منقلب می شود و به سوی خانه ارقم که پیامبر و یارانش در آنجا هستند می رود و ساعتی بعد فریاد – الله اکبر- است که برای اولین بار بصورت علنی فضای مکه را پر می کند. همه اهل مکه می دانند که اتفاقی مهم افتاده است. عمر بلافاصله پس از اسلام آوردنش به در خانه ابوجهل و عبدالشمس و پس به کعبه می رود و آشکارا مسلمان شدنش را اعلام می کند، بعدها همین جرأت و جسارت او را در هجرت آشکارش از مکه به مدینه و در جنگها و غزوات پیامبر و در سراسر زندگی اش می بینیم.
زمانیکه پیامبر رحلت می کند از شدت غم و غصه وفات پیامبر را باور نمی کند تا آنگاه که ابوبکر یار دیرینه اش آیه ای از قرآن را به او یاد آور می شود؛ عمر گویی برای اولین بار است که این آیات را می شنود و باور می کند که پیامبر نیز بشری همچون پیامبران دیگر بوده است و روزی باید وفات کند. عمر از حال می رود؛ دل شکسته و غمگین بر زمین می نشیند و در غم فراق بهترین یار و راهنمایش می گرید. بیم از بروز فتنه، عمر را بر آن می دارد که کاری کند و در سقیفه بنی ساعده دست ابوبکر را که نخستین مرد مسلمان و یار غار پیامبر و جانشین او در ادای نماز جماعت آخرین روزهای رسول الله صلی الله علیه وسلم است می گیرد و با او به عنوان خلیفه اسلام بیعت می کند. باز هم هوشمندی و ذکاوت عمر است که اسلام را از تفرقه و تشتت نجات می دهد، و تا زمانیکه ابوبکر زنده است همچون برادری دلسوز در کنارش می ماند و مشاوره های اوست که راهگشای ابوبکر در حل مشکلات است.
هنگامیکه ابالحسن حضرت علی و دیگر یارانش او را از تصمیم غیابی خود و ابوبکر صدیق در باره خلافت پس از ابوبکر آگاه می کنند، بارسنگینی را بر دوشش احساس می کند. نه تنها شاد نمی شود بلکه غم و اندوه سنگینی بار خلافت تا روز شهادت در چشمان نافذ و تیزبینش دیده می شود. مردم که شدت عمل او را در زمان پیامبر و ابوبکر در برابر مسایل دیده اند، اندکی نگران می شوند و عمر این نگرانی را در می یابد، متواضعانه در میان آنان می گوید: من جز مردی مثل شما چیز دیگری نیستم و اگر رد فرمان جانشین رسول خدا صلی الله علیه وسلم بر من گران نمی بود، هرگز زمامداری شما را به گردن نمی گرفتم و به مردم اطمینان می دهد که هیچ کسی از دید انصاف و امانت داری او پوشیده نخواهد ماند.
در نخستین اقدام پس از خلافت، اسیران را آزاد می کند و قانون اسارت زنان و بچه ها را در میان عرب غیر قابل قبول می خواند. خود را بنده خدا و خدمکار پیامبر و رئوف و دارای عطوفت نسبت به مومنین می خواند. می گوید در زمان پیامبر و ابوبکر، خشونت خود را با نرم خویی آنان آمیخته بود و اکنون سخت گیری اش جز در مقابل ستمگران نیست. پس از تامین امنیت داخلی، سپاه سی هزار نفری او فقط در مدت ده سال از سال 13 تا 23 هجری منظم ترین و مجهرترین ارتشهای و بزرگترین امپراطوری های روم و ایران را متلاشی می کند و بر دو قاره آسیا و آفریقا استیلا می یابد. زمانیکه وارد قدس می شود و هنگام نماز فرا می رسد، اسقف از می خواهد تا در کلیسا نماز بگذارد و عمر از بیم آنکه مبادا پس از او مسلمانان آنرا حقی برای خود تلقی کرده و کلیسا را از بین ببرند، از خواندن نماز در آن خود داری می کند و بر زمینی خشک و پر خس و خاشاک، اندکی دور تر از کلیسا نماز می گذارد.
در دوران خلافتش ساده تر از همه مردم می پوشد، ساده از همه می خورد و شبها را به تحقیق و تفحص در احوال مردمش به صبح می رساند. زمانیکه پسرش عبدالله را به جرم شرابخواری حد می زند، گریه می کند؛ از او می پرسند چرا می زند و چرا گریه می کنی؟ می گوید: عمر قاضی می زند و عمر پدر می گرید. چنان از خد حساب می کشد که سخت گیرترین قاضی از متهمش چنان حساب نمی پرسد و چنان از خدا می ترسد که لحظه ای نمی تواند از اندیشه کردن در احوال مردمانش خود داری کند.
در عزل و نصب امیران جز خدمت آنان به خلق و عدالت چیز دیگری را در نظر نمی گیرد، پارتی بازی و تبعیض در مرام او جایی ندارند؛ حتی از ضایع کردن حقوق غیر مسلمان بیمناک است. با آنکه امپراطور بزرگترین قلمرو جغرافیایی زمین و جانشین پیامبر، حتی حاضر نیست دل کودکی را بشکند و با کودکان بازی می کند؛ در میان مردم زندگی می کند و بر اوضاع و احوال آنان کاملا آشناست. نه کاخی دارد و نه تشریفاتی و دَم و دستگاهی. جنگهای عمر نه برای کشور گشایی، که براز آزاد کردن مردمان رنج دیده از استبداد و استعمار کسری و قیصر و هرقل و سزار است. اهالی هیچ سرزمینی را مجبور به پذیرفتن اسلام نمی کند و در برابر جزیه ای که از اهل کتاب می گیرد برایشان امنیت و عمران و آبادانی به ارمغان می آورد. تبعیضی هم نیست؛ اگر اهل کتاب باید جزیه بدهند، مسلمانان به جایش مالیات می دهند. یهودیان و مسیحیان پس از فتح کشورهایشان توسط عمر، از یوغ شکنجه و آزار مذهبی رها می شوند و دوش به دوش سپاه اسلام می جنگند. عمر بر نص صریح قران {لا اکراه فی الدین} تاکید می کند. عمر حکم به مصونیت اماکن متبرکه سایر ادیان و صلیبهای مسیحیان از هر تجاوزی می دهد. شکستها او را مرعوب نمی کنند و موجب اضطراب و دلهره او نمی شوند. هرگاه سپاه اسلام شکست می خورد کسی را توبیخ نمی کند و به رخ کسی نمی کشد، بلکه با عزم راسخ سپاهش را بازسازی و پس از آسیب شناسی و بر طرف کردن علل شکست، بار دیگر عازم نبرد می شود. در هنگام ورود به مصر به همراه غلامش که نوبتی سوار بر شتر می شده اند، نوبت، نوبت غلام است و عمر امپراطور بزرگ جهان اسلام پیاده و در حالیکه افسار شتر را به دست گرفته و غلام سوار شتر است بی هیچ جلال و جبروتی وارد مصر می شود و اشراف و مردم مصر به تصور آنکه خلیفه سوار شتر است، از غلامش استقبال می کنند. از زنان در امور مربوط به آنان مشورت می گیرد؛ گاه تسلیم رأی و نظر آنان می شود و از اینکه یک زن مسایل فقهی و احکام را بهتر از او می داند، خدا را سپاس می گوید. زنان در زمانه او در کنار مردان در جبهه های جنگ حضور دارند.
از رأی خود برای کم کردن مهریه ها صرف نظر می کند؛ در جایی حکمش را برای دادن حقوق به کودکان پس از گرفتن آنها از شیر مادر لغو می کند و فرمان می دهد که مردان بخاطر همسرانشان نباید بیشتر از 4 ماه در جنگ باشند؛ بر تحریم صیغه به دلیل آنکه آنرا مغایر شأن و کرامت زن می داند تاکید می کند. هنگامی که در سال 18 هجری قحطی همه جا را فرا می گیرد و ناله و زاری کودکان و زنان را از فرط گرسنگی و بیماری می شنود، سوگند می خورد که تا روزی که آثار قحطی به طور کلی رفع نشده است، به گوشت و روغن و لبنیات لب نزند و حتی شکم سیری نان خشک هم نخورد؛ چهره اش بر اثر گرسنگی تیره و چروکیده می شود و عمر باز هم آرام و قرار ندارد؛ بلا درنگ ستادهای جیره بندی تشکیل می دهد و به تدارک غذا می پردازد؛ خود بر سر دیگهای بزرگ می ایستد و ظرف مردم را پر از غذا می کند. در همان حال به پسرش عبدالرحمان نهیب می زند که عقب تر از بقیه بایستد. و کاروانهای آذوقه را از شام و جاهای دیگر فرا می خواند. عمر غذایی می خورد که هر فقیری به آن دسترسی دارد. قضا و قدر را به معنای تسلیم نمی داند و هنگامی که از سفر به شهرهای طاعون زده امتناع می کند، در پاسخ به کسانی که خطاب به او می گویند: «مگر از قضا و قدر خدا می گریزی؟» پاسخ می دهد: «آری! من از تقدیر الهی به سوی تقدیر الهی می گریزم.» او تصمیم درست و عاقلانه را نیز تقدیر و قضا و قدر الهی می داند و بسوی آن می رود.
جلوه های عدالت اجتماعی سیاسی و آزادی بیان را در جامعه تحقق عملی می بخشد. در حالیکه خود در مسکنی فقیرانه زندگی می کند و لباسش از لباس پایین ترین طبقه جامعه است، دغدغه رفاه جامعه را دارد. در حکومت عمر، زندان معنا ندارد؛ شکنجه و آزار مخالفان ممنوع است. برای نخستین بار عمر است که حکومتی مدرن و دموکراتیک را پایه می گذارد که اساس آنرا شورا و رأی و نظر مردم تشکیل می دهد. آزادی مردم در انتقاد از امیرالمومنین عمر، حد و حصری ندارد. مهر و عطوت او نسبت به فرزندان خود و دیگران چنان زیاد است که ابلاغ فرماندارش را برای آنکه می گوید هرگز فرزندانش را نبوسیده است، پاره می کند و او را شایسته فرمانروایی مردم نمی داند.
کسی که حاکم سرزمینی به گسترده افغانستان تا لیبی و شام تا یمن است، کوله باری سنگین از آرد و روغن را بر دوش خود گذاشته و پیچ و خم کوچه های تاریک و خلوت به منزل پیرزنی می برد که با چند بچه گرسنه به دور او حلقه زده اند، و آنگاه که در دمادم صبح در محراب مسجد به دست ابولولو مجوسی زخمی می شود، به علی پدر همسرش و عبدالله بن عباس شاگرد صمیمی اش رو می کند و سپاس خدای را بر جای می گذارد از آنکه به دست مسلمانی به شهادت نرسیده است. گریه و زاری ام کلثوم دختر حضرت علی و فاطمه و همسر عمر، در حالیکه او هنوز نیم نفسی در بدن دارد، صدای اعتراضش را بلند می کند که مگر نمی دانید طبق گفته پیامبر صلی الله علیه وسلم روح میت بر اثر گریه نزدیکانش در عذاب خواهد بود. وصیت می کند که خانواده اش قرضش را بپردازند. امیرالمومنین که صاحب بزرگترین امپراطوری های جهان است، قرض دارد. و به حضرت عایشه رضی الله عنها پیغام می دهد که اجازه دهد نزد پیامبر و ابوبکر صدیق دفن شود. بر سر مغیره که پیشنهاد می کند عبدالله فرزندش را به جانشینی انتخاب کند، نهیب می زند و رسم تعیین ولیعهد را باطل اعلام می کند.
آخرین اقدام او تشکیل شورایی 6 نفره برای انتخاب جانشین است تا استبداد رأی نداشته باشد.
آخرین وصیتش این است که در توصیف من اوصافی گفته نشود که من آنها را ندارم. فاروق سپس روی بر خاک می گذارد، همانگونه که تا پیش از این بر خاک می خفت شهادتین می گوید و در حالی به حضور خدا می شتابد که در دو قاره بزرگ، پرچم عدل و داد و آزادی را به اهتزاز در آورده است.
امروز اما قدس تحت ستم اشغالگران است و حلب و دمشق زیرا آوار بمبها و عراق و افغانستان و پاکستان در چنگال افراطی گری و اشغال و برادر کشی و افسوس که دیگر سرپرست یتیمان و فاتح قدس و دمشق و حلب و ایران در میان ما نیست تا یکبار دیگر با کلید عدالت و دموکراسی واقعی قفل بسته استبداد و جهل و بدبختی را باز کند. افسوس که حتی در روز قدس هم نامی از فاتح بزرگ قدس برده نمی شود!
علی شریعتی درباره اش می گوید: «عمر اسلام را به یک قدرت بزرگ جهانی تبدیل کرد و کمر قوی ترین امپراطوری های شرق و غرب را شکست؛ ادوارش پرشکوهترین امپراطوری ها و سلطنتهای زمین شد و همچون یک ژنده پوش فقیر می زیست؛ پیاده راه می رفت و بر خاک می خفت».
امروز بر ماست که نام نیکش را زنده نگهداریم؛ کودکانمان را به نام زیبای او نامگذاری کنیم وبا شخصیت بزرگ و با عظمتش آشنا سازیم.
جهان امروز ما به احیای الگوی زندگی و راه و منش او نیاز دارد تا بار دیگر مجد وعظمت یک دموکراسی واقعی را تجریه کند. عمر فاروق نامی است که هنوز هم مستبدان زمانه از هیبتش بر خود می لرزند و جهان نبود وجود با برکتش را احساس می کند.
روح بزرگ و با عظمتش شاد و راهش مستدام باد.
شاه سابق ایران هم هاله نور دیده بود!
بسیاری از اصحاب قدرت خود را «نظر کرده» خدا میدانند و در این خصوص نیز
گاه با بیان اظهاراتی به تایید این توهم خود میپردازند. ماجراهای به حضور
امام زمان رسیدن خامنهای؛ داستان هاله نور احمدی نژاد؛ «تهجدهای شبانه
رهبری» و.. از آن جمله است که در تازهترین موضوع از این دست نیز یک
وبلاگنویس نوشت که شاه سابق ایران هم «هاله نور و امام زمان» را دیده است.
وبلاگ عروةالوثقی نوشت: «داستان هاله نور تاریخچه طولانیتری در بین رجال سیاسی دارد و محمدرضا شاه هم از این هالهها برای خود دیده بود.»
این وبلاگنویس با استناد به «کتاب تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران؛ نوشته دکتر سید علیرضا ازغندی» چنین نوشته است: «محمدرضا شاه در اولین کتاب خود به نام ماموریت برای وطنم مینویسد: از شش سالگی اعتقاد پیدا کردم که خدای بزرگ مرا پیوسته در کنف حمایت خود قرار داده و خواهد داد، و بعد، از اتفاقاتی نام میبرد که آنها را به نوعی حمایت پروردگار از خود و دوام سلطنتش میداند، بویژه جان سالم به در بردن از ترور نافرجام بهمن ۱۳۲۷ و معجزه بیست و هشتم مرداد ۱۳۳۲، ولی بیش از هر موضوعی به اتفاقی که در ایام کودکی شاهد و ناظر آن بوده اشاره دارد و مینویسد: روزی با مربی خود در حوالی کاخ سلطنتی قدم میزدم ناگهان مردی را با چهره ملکوتی دیدم که بر گرد عارضش هالهای از نور مانند صورتی که نقاشان عرب از عیسیبن مریم میسازند، نمایان بود. در آن حین به من الهام شد که با خاتم ائمه اطهار حضرت امام قائم روبرو هستم.»
البته این موضوعات تنها منحصر به ایران نیست؛ چند سال قبل هم رابرت موگابه، رییس جمهور زیمباوه گفته بود که وی نظر کرده پروردگار است. چنین ماجراهایی معمولا برای سران کشورهای توسعه نیافته به دلیل «ایزوله شدن و محبوبیتهای ساختگی و تصنعی» بسیار پیش میآید.
در جمهوری اسلامی نیز که نظامی مذهبی است؛ این موضوعات هم راویان بسیار دارد و هم خریداران بیشتر. اگر از داستان مشهور هاله نور احمدینژاد و به «حضور امام زمان رسیدن خامنهای و یا تهجدهای شبانه» او بگذریم؛ رابطه با آسمان حتی به مدیران نظام هم رسیده است و هر یک چیزی میگوید.
برای مثال همین امروز احمد علمالهدی٬ امام جمعه مشهد گفت که «امام زمان در بستر جریانات سیاسی زندگی میکند و در بحرانهای جهانی علیه شیعه و اسلام حضور دارد و به عبارت دیگر مدیریت کلان اسلامی در پس پرده به دست ایشان است.»
اما سخنان امام جمعه مشهد، را پیش از این بارها شنیدهایم، درد جایی نمایان میشود که عالیترین مقام نظامی ایران؛ یعنی رییس ستاد کل نیروهای مسلح هم در بحبوحه تحریمها و فشارهای بینالمللی میگوید: «آمریکا منتظر انتقام الهی باشد.»
حسن فیروزآبادی امروز گفت: «آمریکا باید در انتظار ضربات سهمگین الهی باشد. آن روز دور نیست و همانا وعده خداوند حتمی است. الیس الصبح بقریب».
وبلاگ عروةالوثقی نوشت: «داستان هاله نور تاریخچه طولانیتری در بین رجال سیاسی دارد و محمدرضا شاه هم از این هالهها برای خود دیده بود.»
این وبلاگنویس با استناد به «کتاب تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران؛ نوشته دکتر سید علیرضا ازغندی» چنین نوشته است: «محمدرضا شاه در اولین کتاب خود به نام ماموریت برای وطنم مینویسد: از شش سالگی اعتقاد پیدا کردم که خدای بزرگ مرا پیوسته در کنف حمایت خود قرار داده و خواهد داد، و بعد، از اتفاقاتی نام میبرد که آنها را به نوعی حمایت پروردگار از خود و دوام سلطنتش میداند، بویژه جان سالم به در بردن از ترور نافرجام بهمن ۱۳۲۷ و معجزه بیست و هشتم مرداد ۱۳۳۲، ولی بیش از هر موضوعی به اتفاقی که در ایام کودکی شاهد و ناظر آن بوده اشاره دارد و مینویسد: روزی با مربی خود در حوالی کاخ سلطنتی قدم میزدم ناگهان مردی را با چهره ملکوتی دیدم که بر گرد عارضش هالهای از نور مانند صورتی که نقاشان عرب از عیسیبن مریم میسازند، نمایان بود. در آن حین به من الهام شد که با خاتم ائمه اطهار حضرت امام قائم روبرو هستم.»
البته این موضوعات تنها منحصر به ایران نیست؛ چند سال قبل هم رابرت موگابه، رییس جمهور زیمباوه گفته بود که وی نظر کرده پروردگار است. چنین ماجراهایی معمولا برای سران کشورهای توسعه نیافته به دلیل «ایزوله شدن و محبوبیتهای ساختگی و تصنعی» بسیار پیش میآید.
در جمهوری اسلامی نیز که نظامی مذهبی است؛ این موضوعات هم راویان بسیار دارد و هم خریداران بیشتر. اگر از داستان مشهور هاله نور احمدینژاد و به «حضور امام زمان رسیدن خامنهای و یا تهجدهای شبانه» او بگذریم؛ رابطه با آسمان حتی به مدیران نظام هم رسیده است و هر یک چیزی میگوید.
برای مثال همین امروز احمد علمالهدی٬ امام جمعه مشهد گفت که «امام زمان در بستر جریانات سیاسی زندگی میکند و در بحرانهای جهانی علیه شیعه و اسلام حضور دارد و به عبارت دیگر مدیریت کلان اسلامی در پس پرده به دست ایشان است.»
اما سخنان امام جمعه مشهد، را پیش از این بارها شنیدهایم، درد جایی نمایان میشود که عالیترین مقام نظامی ایران؛ یعنی رییس ستاد کل نیروهای مسلح هم در بحبوحه تحریمها و فشارهای بینالمللی میگوید: «آمریکا منتظر انتقام الهی باشد.»
حسن فیروزآبادی امروز گفت: «آمریکا باید در انتظار ضربات سهمگین الهی باشد. آن روز دور نیست و همانا وعده خداوند حتمی است. الیس الصبح بقریب».
متوسط درامد ماهیانه 15 میلیون در قطر و 260 هزارتومان در ایران-ایرانیها قبر بکنند خودشان را دفن کنند بهتر است
ثروتمندترین کشورهای اسلامی جهان بر اساس درآمد سالیانه مردم
(توجه کنید که این درآمد فقط بر اساس تولید ناخالص داخلی هست و درآمد حاصل از نفت محاسبه نشده، اگر درآمد حاصل از نفت و گاز اضافه شود این ارقام سر به فلک خواهد کشید)
1-قطر: 88.919 دلار (2011)
2- کویت: 54.654 دلار (2011)
3- برونئی: 50.506 دلار (2011)
4-امارات متحده عربی: 48.222 دلار (2011)
5- عمان: 28.880 دلار (2011)
6-عربستان سعودی: 24.434 دلار (2011)
7- بحرین: 23.690 دلار (2011)
8- ترکیه: 16.885 دلار (2011)
9- لیبی: 16.855 دلار (2009)
(توجه کنید که این درآمد فقط بر اساس تولید ناخالص داخلی هست و درآمد حاصل از نفت محاسبه نشده، اگر درآمد حاصل از نفت و گاز اضافه شود این ارقام سر به فلک خواهد کشید)
1-قطر: 88.919 دلار (2011)
2- کویت: 54.654 دلار (2011)
3- برونئی: 50.506 دلار (2011)
4-امارات متحده عربی: 48.222 دلار (2011)
5- عمان: 28.880 دلار (2011)
6-عربستان سعودی: 24.434 دلار (2011)
7- بحرین: 23.690 دلار (2011)
8- ترکیه: 16.885 دلار (2011)
9- لیبی: 16.855 دلار (2009)
تجمع عظیم اهل سنت زاهدان باعث وحشت دولت جمهوری اسلامی شد
سنی های زاهدان همه ساله در
شب 27 یا 29 رمضان یک تجمعی مذهبی بسیار بزرگ در زاهدان مرکز استان
بلوچستان برگزار می کنند. اما مراسم امسال در شب 29 رمضان که به حمایت
معنوی از مردم و انقلابیون سوریه اختصاص داشت در مقایسه با سالهای گذشته
بسیار گسترده تر بود. مسئولان مسجد مکی زاهدان (اهلسنت) می گویند حداقل 300
هزار نفر در این مراسم شرکت داشته اند .همچنین بسیاری از شهرهای دیگر
بلوچستان و شهرهای سنی نشین ایران خود را به زاهدان رسانده و در این مراسم
شرکت کرده اند . استقبال مردم از این مراسم بحدی بود که با پر شدن سریع
ظرفیت مسجد بزرگ مکی زاهدان جمعیت به خیابان های اطراف کشیده شد و عملا
نیمی از کلانشهر زاهدان را درگیر این مراسم کرده بود . این استقبال بی
سابقه و جمعیت گسترده نگرانی و وحشت مسئولان دولتی جمهوری اسلامی را درپی
داشت . این تجمع عظیم بیشتر به حمایت و دعا برای انقلابیون و مردم سوریه
اختصاص داشت .شیخ مولانا عبدالحمید در سخنرانی این مراسم از حمایت دولت
ایران از رژیم سوریه بشدت انتقاد کرد و به حاضران گفت برای انقلابیون سوریه
دعای پیروزی بکنید . دولت بارها سعی کرده است مراسمات مذهبی سنی های
بلوچستان را محدود بکند اما رهبران مذهبی ازجمله مولانا عبدالحمید رهبر
مذهبی اهلسنت ایران میگویند اجازه ی هیچگونه دخالتی در امور مذهبی خود را
نمی دهیم .
سازمان فضایی آمریکا حقایق علمی عجیبی از شب قدر کشف کرده است
سازمان هوانوردی و فضایی ملی آمریکا
(ناسا)، از ترس انتشار اسلام در جهان، از اعلام برخی تحقیقات خود در رابطه
با نشانه ها و حقایق شب قدر خودداری کرده است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سنی آنلاین
به نقل از "المسلم"، دکتر "عبدالباسط محمد السید"، رئیس مجمع اعجاز علمی
قرآن و سنت مصر، ضمن اعلام این خبر، از کوتاهی ثروتمندان عرب در پخش این
موضوع مهم در جهان به شدت انتقاد کرد.
طبق سخنان دکتر عبدالباسط، ناسا
در آخرین تحقیقات خود به برخی از نشانه های شب قدر که در احادیث نیز به
آنها تصریح شده است، از جمله دمای هوای معتدل، فرود نیامدن هیچ ستاره ای بر
زمین در شب قدر و طلوع خورشید در صبح آن شب بدون هیچگونه شعاعی، دست حاصل
کرده است که از ترس اینکه مبادا انتشار این خبر باعث گسترش گرایش به دین
اسلام در جهان شود، از انتشار آن خودداری کرده است.
دکتر سید در تحقیقات خود در زمینه علایم لیلة القدر آورده است که در هر شبانه روز حدود 10هزار ستاره و 20 هزار شهاب بر روی زمین فرود می آیند، اما شب قدر از این قاعده مستثنی است، به طوری که خورشید در صبح این شب بدون شعاع طلوع می کند.
دکتر سید در ادامه به نقل از یکی از دانشمندان ناسا، به نام "کارنار" می افزاید: این یکی از اکتشافاتی است که "ناسا" حدود 10 سال قبل به آن دست یافته بود اما از ترس اینکه مبادا موجب گرایش غیرمسلمانان به اسلام شود از درج این خبر به دنیای خارج خودداری کرد.
دکتر سید این نکته را نیز خاطرنشان می کند که "کارنار" با مشاهده این مورد، مشرف به دین اسلام می شود که همین امر موجب می شود تا کارش را در سازمان "ناسا" از دست بدهد.
گفتنی است، این اولین بار نیست که ناسا حقایق مربوط به دین اسلام را از دید عموم مخفی نگه می دارد. چنان که "زغلول نجار"، یکی از دانشمندان زمین شناسی، اعلام کرده بود که؛ ناسا کشف این مطلب که "شعاع نورانی ممتدّی بین کعبه تا بیت المعمور قرار دارد." را نیز از روی صفحه اینترنتی خود حذف کرده است.
دکتر عبدالباسط سید در ادامه به بیان اعجازی از آیات قرآن کریم- که بیان همین اعجاز یکی از عوامل مسلمان شدن "کارنار" بوده است- می پردازد و می گوید: «در قرآن کریم به مسیر و مدار مشخصی که سفینه های فضایی در آن حرکت می کنند اشاره شده است، آنجا که می فرماید: « ولو فتحنا علیهم بابا من السماء فظلوا فیه یعرجون، لقالوا إنما سکرت أبصارنا بل نحن قوم مسحورون» وی می افزاید: «دنیای بعد از مسیر حرکت سفینه های فضایی، دنیایی تارک و ظلمانی است که عبارت «سُکّرت أبصارنا» در این آیه به همین چیز اشاره دارد.»
"حجرالاسود نام حجاج را می نویسد"
در ادامۀ بیان اعجازات و حقایق شعائر دین اسلام، "کارنار" پس از اسلام آوردن خود نکته دیگری را افشا می کند و می گوید: «حجر الاسود نام تمام کسانی که او را می بوسند یا به طرف او اشاره می کنند، را می نویسد.»
وی در ادامه سخنان خود از سرقت قطعه ای از حجر الاسود توسط انگلیس پرده بر می دارد و می گوید: «دولت انگلیس به منظور دستیابی به ذراتی از حجرالاسود و تحقیق در خصوص آن، فردی را مأموریت می دهد. فرد مذکور پس از فراگیری زبان عربی طی مدت 10 سال و سفر به کشور مصر، موفق می شود تا در قالب کاروان حجاج مصری به مکه مکرمه برود. وی در فرصتی مناسب به وسیله لیزر سه تکه بسیار کوچک از حجرالاسود را جدا کرده و برای تحقیق بر روی آن به بریطانیا می برد. بعد از 12 سال، یکی از موزه های معروف انگلیس اعلام می کند که «حجر الاسود از سنگهای متعلق به مجموعۀ شمسی نیست و مسلمانان بر چنین سنگی بوسه می زنند.»
این اعلام موزه انگلیس، "کارنار"، دانشمند سازمان هوانوردی و فضایی ملی آمریکا (ناسا) را بر آن می دارد تا به موزه مذکور رفته و تحقیقات و آزمایشات خود را بر روی تکه ای از حجر الاسود به اندازه «دانه نخود» آغاز نماید.
نکته جالب توجه اینجاست که این دانشمند ناسا پس از تحقیقات و آزمایشات متوجه می شود که در این تکه کوچک از حجرالاسود 20 شعاع نامرئی در جهات مختلف با موج کوتاه وجود دارد که هر کدام از آنها از 10هزار نفر عبور کند.
کارنار در ادامۀ تحقیقات خود در اثبات این گفته امام شافعی- رحمه الله- در مورد حجر الاسود که می فرماید: «أن الحجر الأسود یسجل اسم کل من زار الحرم المکی معتمرا أو حاجا، ویسجل اسمه مرة واحدة فقط ویضع علامات بعدد مرات الطواف» (حجرالاسود نام تمام زائران حرم مکه- حج فرض یا عمره- را یادداشت می کند؛ نام هر کدام از آنها را یک بار می نویسد و در دفعات بعدی به تعداد طوافهای صورت گرفته، جلوی نامشان علامت می گذارد.) می گوید: حجرالاسود این نامها را با گذراندن اشعه از حجاج می نویسد، که این نفوذ نورانی امکان نوشتن نام کسانی که از مسافت دورتر به سوی حجرالاسود اشاره می کنند را نیز فراهم می کند.
دکتر سید در تحقیقات خود در زمینه علایم لیلة القدر آورده است که در هر شبانه روز حدود 10هزار ستاره و 20 هزار شهاب بر روی زمین فرود می آیند، اما شب قدر از این قاعده مستثنی است، به طوری که خورشید در صبح این شب بدون شعاع طلوع می کند.
دکتر سید در ادامه به نقل از یکی از دانشمندان ناسا، به نام "کارنار" می افزاید: این یکی از اکتشافاتی است که "ناسا" حدود 10 سال قبل به آن دست یافته بود اما از ترس اینکه مبادا موجب گرایش غیرمسلمانان به اسلام شود از درج این خبر به دنیای خارج خودداری کرد.
دکتر سید این نکته را نیز خاطرنشان می کند که "کارنار" با مشاهده این مورد، مشرف به دین اسلام می شود که همین امر موجب می شود تا کارش را در سازمان "ناسا" از دست بدهد.
گفتنی است، این اولین بار نیست که ناسا حقایق مربوط به دین اسلام را از دید عموم مخفی نگه می دارد. چنان که "زغلول نجار"، یکی از دانشمندان زمین شناسی، اعلام کرده بود که؛ ناسا کشف این مطلب که "شعاع نورانی ممتدّی بین کعبه تا بیت المعمور قرار دارد." را نیز از روی صفحه اینترنتی خود حذف کرده است.
دکتر عبدالباسط سید در ادامه به بیان اعجازی از آیات قرآن کریم- که بیان همین اعجاز یکی از عوامل مسلمان شدن "کارنار" بوده است- می پردازد و می گوید: «در قرآن کریم به مسیر و مدار مشخصی که سفینه های فضایی در آن حرکت می کنند اشاره شده است، آنجا که می فرماید: « ولو فتحنا علیهم بابا من السماء فظلوا فیه یعرجون، لقالوا إنما سکرت أبصارنا بل نحن قوم مسحورون» وی می افزاید: «دنیای بعد از مسیر حرکت سفینه های فضایی، دنیایی تارک و ظلمانی است که عبارت «سُکّرت أبصارنا» در این آیه به همین چیز اشاره دارد.»
"حجرالاسود نام حجاج را می نویسد"
در ادامۀ بیان اعجازات و حقایق شعائر دین اسلام، "کارنار" پس از اسلام آوردن خود نکته دیگری را افشا می کند و می گوید: «حجر الاسود نام تمام کسانی که او را می بوسند یا به طرف او اشاره می کنند، را می نویسد.»
وی در ادامه سخنان خود از سرقت قطعه ای از حجر الاسود توسط انگلیس پرده بر می دارد و می گوید: «دولت انگلیس به منظور دستیابی به ذراتی از حجرالاسود و تحقیق در خصوص آن، فردی را مأموریت می دهد. فرد مذکور پس از فراگیری زبان عربی طی مدت 10 سال و سفر به کشور مصر، موفق می شود تا در قالب کاروان حجاج مصری به مکه مکرمه برود. وی در فرصتی مناسب به وسیله لیزر سه تکه بسیار کوچک از حجرالاسود را جدا کرده و برای تحقیق بر روی آن به بریطانیا می برد. بعد از 12 سال، یکی از موزه های معروف انگلیس اعلام می کند که «حجر الاسود از سنگهای متعلق به مجموعۀ شمسی نیست و مسلمانان بر چنین سنگی بوسه می زنند.»
این اعلام موزه انگلیس، "کارنار"، دانشمند سازمان هوانوردی و فضایی ملی آمریکا (ناسا) را بر آن می دارد تا به موزه مذکور رفته و تحقیقات و آزمایشات خود را بر روی تکه ای از حجر الاسود به اندازه «دانه نخود» آغاز نماید.
نکته جالب توجه اینجاست که این دانشمند ناسا پس از تحقیقات و آزمایشات متوجه می شود که در این تکه کوچک از حجرالاسود 20 شعاع نامرئی در جهات مختلف با موج کوتاه وجود دارد که هر کدام از آنها از 10هزار نفر عبور کند.
کارنار در ادامۀ تحقیقات خود در اثبات این گفته امام شافعی- رحمه الله- در مورد حجر الاسود که می فرماید: «أن الحجر الأسود یسجل اسم کل من زار الحرم المکی معتمرا أو حاجا، ویسجل اسمه مرة واحدة فقط ویضع علامات بعدد مرات الطواف» (حجرالاسود نام تمام زائران حرم مکه- حج فرض یا عمره- را یادداشت می کند؛ نام هر کدام از آنها را یک بار می نویسد و در دفعات بعدی به تعداد طوافهای صورت گرفته، جلوی نامشان علامت می گذارد.) می گوید: حجرالاسود این نامها را با گذراندن اشعه از حجاج می نویسد، که این نفوذ نورانی امکان نوشتن نام کسانی که از مسافت دورتر به سوی حجرالاسود اشاره می کنند را نیز فراهم می کند.
سنی آنلاین
http://fa.sunnionline.us/index.php?option=com_content&view=article&id=4127:1391-05-23-10-23-01&catid=59:islamic-world&Itemid=199
اشتراک در:
پستها (Atom)









































